السيد حامد النقوي
548
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
را بشما سپرديم ، چنانچه برادر دينى مولانا عارف عليه الرّحمه سپرده بودند قبول مىبايد كرد و آن أمانت را بخلق خداى مىبايد رسانيدن ، آن مخلص تواضع كرد و قبول نمود و چون از سفر حجاز مراجعت نمودند بر سر جمع در حضور أصحاب آن مخلص را نظر موهبت فرمودند و مكرّر گفتند كه آنچه داشتيم به تمام ربودى ! و بعد از آن به آن مخلص روز بروز نظر عنايت زياده مىفرمودند ؛ و وقتى ديگر فرموده كه آنچه مولانا عارف در حقّ او گفت ما نيز همان مىگوئيم و بر آنيم ، أمّا ظهور آن موقوف اختيار ما نيست ، يعنى چون ما سفر آخرت اختيار كنيم آن معنى بظهور خواهد آمد ، و در آخر حيات مىفرمودهاند نسبت معنى باطنى كه گفته بوديم و اشارت كرده هر آئينه ظهور خواهد كرد و أما خرسنگى بر سر راه است تا آن برخيزد . و هم حضرت خواجه محمّد پارسا قدس سرّه فرمودند كه حضرت خواجه بزرك در آخر حيات در غيبت آن مخلص در حقّ آن مخلص فرمودهاند كه هرگز از وى نرنجيده ايم از هر كسى سبب رنجش در وجود آمده است و از وى نى ، اگر نقارى در ميان بوده باشد آن از طرف من بوده است كه بنابر حكمتى و مصلحتى عارض ؛ چند روز باطن خود را از وى باز گرفته باشم ، اكنون باطن من با وى بتمامى راست ست و من بر همان قولم كه در حقّ او در راه حجاز در حضور أصحاب گفتهام و اكنون نيز اگر او حاضر بودى زياده از آن در حقّ او گفتمى ، و نظر بسيار در آن حال إظهار فرمودند و بسيار ياد كردند ، و الحمد للّه على ذلك ، بيت : بدين اميدهاى شاخ در شاخ * كرمهاى تو ما را كرد گستاخ و فرمودهاند كه حضرت خواجه بزرك در مرضى اخير در غيبت آن مخلص در حضور أصحاب و أحباب در حقّ وى فرمودهاند كه مقصود از وجود ما ظهور اوست ، و او را بهر دو طريق جذبه و سلوك تربيت كردهايم ، اگر مشغول مىشود جهانى از و منوّر مىگردد . و حضرت ايشان مىفرمودند كه اين نقل را برينوجه نيز شنيدهام كه حضرت خواجه بزرك در حقّ خواجه محمّد پارسا قدّس سرّهما فرمودهاند كه مقصود از وجود ما ظهور محمّدست ؛ مىفرمودند كه اين عبارت متضمّن ايهامى است . خدمت