السيد حامد النقوي

545

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ما را و أصحاب و أحباب حاضر و غائب ما را ، زيرا كه قصد مادرين مشاعر عظام و أدعيه كه كرده شد بهر موقف و مقام مصالح دينى و دنيوى همه آن بود ، و آن قصد بمقتضاي اين بشارت مقرون بقبول شده ، و الحمد للّه سبحانه حمدا طيّبا مباركا يوافي نعمه و يكافي مزيده . و روز چهار شنبه بست و سوم ذي الحجّه بمدينه رسيده‌اند و از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و سلّم بشارت‌ها يافته و آن مسوّدهء املا را طلبيدند تا بر آن زيادت كنند ، چون مطالعه كرده‌اند فرموده‌اند كه همين‌هاست و زيادت ننوشته‌اند در روز پنجشنبه بجوار رحمت حقّ پيوسته‌اند . مولانا شمس الدّين فنارى رومى و أهل مدينه و قافله بر ايشان نماز گزارده‌اند و شب جمعه در آن منزل مبارك نزول فرموده‌اند در جوار قبّه شريف أمير المؤمنين عبّاس رضى اللَّه عنه دفن كرده‌اند و خدمت شيخ زين الدّين الخوافي رحمه اللَّه تعالى از مصر سنك سفيد تراشيده آورده است و لوح قبر ايشان ساخته و به آن از سائر قبور ممتازست . يكى از ثقات كه از مخصوصان ولد بزرگوار ايشان خواجه برهان الدّين أبو نصر پارسا رحمه اللَّه تعالى بوده است چنين گفته است كه خدمت برهان الدّين أبو نصر چنين فرموده‌اند كه در آن وقت كه خدمت والد من فوت مىشدند بر بالين ايشان حاضر نبودم چون حاضر شدم روى مبارك ايشان را گشادم تا نظرى كنم چشم بگشادند و تبسّم نمودند ، قلق و اضطراب من زيادت شد بپايان پاى ايشان آمدم و روى خود بر كف پاى ايشان نهادم پاى خود را بالا كشيدند چون خبر ايشان كه در مدينه رسول صلى اللَّه عليه و سلّم نقل كردند ببعضى از أكابر عجم رسيد اين عبارت فرمودند كه : همانجا بازيد كه از آنجا نازيد ! يكى از مريدان و معتقدان حضرت خواجه گويد كه چون حضرت خواجه قدّس سره عزيمت حجاز مىكردند در وقت وداع گفتم : خواجه شما رفتيد ! فرمودند كه رفتيم و رفتيم ، و از أنفاس متبرّكه ايشانست كه بيكى از أصحاب نوشته بودند كه خاطر اين فقير دائما نگران أحوال ظاهري و باطنى شما مىباشد و على الدّوام به نسبت آن برادر منتظر نظرات بىعلّت الهى مىبود . سيّد الطائفه جنيد قدس اللَّه تعالى روحه فرموده است : إن بدت عين من الكرام ألحقت اللّاحقين بالسّابقين . و با اين همه أصل معتبرست نزد كبراء دين