السيد حامد النقوي

53

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

اجتهاد مىكرد و در بعض مسائل خلاف مىنمود و حضرت امير المؤمنين عليه السلام تجويز مىكرد پس اين صنيع بديع مخاطب رفيع را به نظر امعان ملاحظه بايد فرمود كه چسان در مقام واحد مرتكب ده كذب بزرگ شده و الزام اهل حقّ به آن خواسته و اصلا حسابى از مؤاخذه ارباب علم و فهم و تقبيح و تعيير و ازراء و تحقير حذاق نحارير نه برداشته خليع العذار و گسسته مهار رفته غرائب اكاذيب و عجائب افتراءات واضحة الهوان كه هر يكى از آن مخجل ابليس و محيّر دجّالست بكمال جسارت جنان و سلاطت لسان نگاشته و قطع نظر از اين غرائب افتراءات و امثال آن اكاذيبى كه مخاطب ظريف بجواب اين حديث شريف مرتكب آن شده عاقل متامّل را بخاطر بايد آورد و تعجب ازين لاف و گزاف بايد نمود و جملهء از اكاذيب اين مقام در اين جا ذكر مىنمايم و آن اين ست اوّل آنكه افاده فرموده كه فساد مبادى اين تمسّك و مقدّمات از سر تا قدم بر هر دانشمند ظاهرست دوم آنكه اين حديث از احاديث اهل سنّت نيست سوم آنكه در تصانيف بيهقى ازين حديث اثرى نيست چهارم آنكه قاعده مقررهء اهل سنتست كه حديثى را كه بعضى ائمّه فن حديث در كتابى روايت كنند و صحّت ما فى الكتاب را التزام نكرده باشند مثل بخارى و مسلم و بقيّه اصحاب صحاح و بصحّت حديث بالخصوص صاحب كتاب يا غير او از محدّثين ثقات تصريح نكرده باشند قابل احتجاج نيست پنجم آنكه ديلمى و خطيب و ابن عساكر احاديث را بطريق بياض يك جا فراهم آوردند تا نظر ثانى نمايند بسبب قلت فرصت و كوتاهى عمر خود آنها را اين مهم سرانجام نشد ششم آنكه خود آن جمع كنندگان يعنى ديلمى و خطيب و ابن عساكر و امثالشان در مقدّمات كتب خود اين غرض را و وا شگاف گفته‌اند هفتم آنكه اين حديث از ان قسم نيست كه در هيچ كتابى از كتب اهل سنت موجود باشد و لو بطريق ضعيف