السيد حامد النقوي
114
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
هواجس نفسانى خواهد بود اگر الزام اهل حقّ به آن خواسته است و اگر تحقيق را پيش نظر داشته پس چون قدح و جرح حديث نجوم بافادات فحول قروم سنيه ثابتست كما سيشرح فى مجلد حديث الثقلين انشاء اللَّه الحىّ القيّوم باز هم سقوط كلام ملتانى ظاهرست بر هر قاضى و دانى وجه هفدهم هفدهم آنكه مخاطب در باب دوازدهم همين كتاب تحفه بعد بحثى در كفر محاربين جناب امير المؤمنين عليه السلام گفته و چون منتهاى كلام شيعه درين مبحث معلوم شد ضرورست كه مذهب اهل سنت نيز درين مسئله مذكور شود بايد دانست كه مخالفت حضرت امير بنابر اجتهاد در مسائل فقهيه كه امامت و ميراث پيغمبر و عدم تمام هبه قبل القبض و تقسيم خمس و متعة الحج و غيره از ان بابست اصلا و كفر و معصيت نيست زيرا كه حضرت امير نيز مجتهدى بود از مجتهدين صحابه و مجتهدان را در مسائل اجتهاديه با هم خلاف جائزست و نيز مجتهد ماجورست و محارب حضرت مرتضى اگر از راه بغض و عداوتست نزد علماء اهل سنت كافرست بالاجماع و همينست مذهب ايشان در حق خوارج و اهل نهروان و حديث حربك حربى نزد ايشان بر همين محمولست انتهى ازين عبارت ظاهرست كه حسب افادهء شاهصاحب نزد اهل سنت حديث حربك حربى محمولست بر آنكه محارب جناب امير المؤمنين عليه السلام از راه بغض و عداوت كافرست و سابق ازين افاده فرمودهاند كه اين حديث بر سبيل تشبيه است چنانچه فرموده اين كلام محمول بر مجازست بحذف حرف تشبيه يعنى حربك كانّه حربى زيرا كه معنى حقيقى امكان ندارد و پر ظاهرست كه حرب حضرت امير حرب حضرت رسول نبود حقيقة بل حكما الخ و هر گاه تشبيه در حديث حربك حربى مفيد كفر محارب جناب