السيد حامد النقوي
98
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
ارشاد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ثابتست و اگر مراد خلافت منصوصه است پس نص بر خلافت ثلاثه نزد سنّيه خود مفقود كما اعترف به المخاطب المحمود پس اگر اشبهيت از خلافت منصوصه ثابت شود كدام فائده بابن تيميّه مىرساند پس معلوم شد كه بلا شبهه مراد او ثبوت اشبهيت از خلافت غير منصوصه است و قطع نظر ازين اگر اشبهيت خليفه از نصّى درين باب يا دليلى عقلى ثابت كرده شود پس غايت ان مساوات آن اشبهيت به اين اشبهيت جناب امير المؤمنين عليه السلام كه ازين حديث شريف ثابت شده خواهد بود و مساوات هم براى اثبات مطلوب كافى و وافيست كه بهر وجهى كه اشبهيت خليفه مستلزم افضليت اوست به همان وجه اشبهيت جناب امير المؤمنين عليه السلام نيز موجب افضليت آن حضرت خواهد بود و نيز هر گاه اشبهيت خليفه با جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ضرورست پس لازمست كه خليفه هم معصوم مثل جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم باشد و چون فقدان عصمت از ثلاثه ظاهرست انتفاى خلافت ثلاثه بى تجشم استدلال حسب افادهء اين علامه عديم المثال ثابت گردد وجه نهم نهم آنكه تاج الدّين عبد الوهاب بن على بن عبد الكافى السبكى كه فضائل فاخره و مناقب زاهره و محامد باهره او از درر كامنه ابن حجر عسقلانى و غير ان ظاهرست در طبقات شافعيه كبرى در ترجمه ابو داود سليمان بن الاشعث بن اسحاق گفته قال شيخنا الذهبى تفقه ابو داود باحمد بن حنبل و لازمه مدة قال و كان يشبه به كما كان احمد يشبه بشيخه وكيع و كان وكيع يشبه بشيخه سفيان و كان سفيان يشبه بشيخه منصور و كان منصور يشبه