السيد حامد النقوي
9
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مىگيرد و معنى امامت كه در اولاد حضرت امير باقى ماند و يكى مرد ديگرى را وصى آن مىساخت همين قطبيست ارشاد و منبعيّت فيض ولايت بود و لهذا التزام اين امر بر كافّه خلائق از ائمهء اطهار مروى نشده بلكه ياران چيده و مصاحبان برگزيده خود را بان فيض خاص مشرف مىساختند و هر يكى را به قدر استعداد او به اين دولت مىنواختند اين فرقه بيفهم آن همه اشارات ايشان را بر رياست عامّه و استحقاق تصرّف در امور ملك و مال فرود آورده در ورطهء ضلالت افتادهاند و نيز ازينست كه حضرت امير و ذريّت طاهره او را تمام امت مثل پيران و مرشدان مىپرستند و امور تكوينيّه را بايشان وابسته مىدانند و فاتحه و درود و صدقات و نذر و منّت بنام ايشان رائج و معمول گرديده چنانچه با جميع اولياء اللَّه همين معاملهست و نام شيخين را درين مقدمات كسى بر زبان نه مىآرد و فاتحه و درود و نذر و منّت و عرس و مجلس كسى شريك نمىكند و امور تكوينيّه را وابسته بايشان نمىداند گو معتقد كمال و فضيلت ايشان باشد بر مثال انبيا مثل حضرت ابراهيم و حضرت موسى و حضرت عيسى زيرا كه كمال ايشان مثل كمال انبيا مبنى بر كثرت و تفضيل و مغايرتست و كمالات اوليا همه ناشى از وحدت و جمع و عينيتست پس اوليا را مرآت ملاحظه فعل الهى بلكه صفات او تعالى مىتوانند كرد و انبيا و وارثان كمالاتشان را غير از علاقه عبديّت و رسالت و جارحيّت علاقه ديگر در فهم مردم حاصل نيست و به اين جهت انها را مرآت ملاحظه او تعالى نمىتوانند كرد اقول مستعينا بلطف الملهم الخبير از غرائب طريفه و عجائب ظريفه كه عاقل هوشيار را