السيد حامد النقوي

65

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و صاحب سرى معاوية بن أبى سفيان فمن احبهم فقد نجا و من ابغضهم فقد هلك خرجه الملافى سيرته و وهن و هوان و فظاعت و بطلان اين روايت پر غوايت واضح و اشكارست به چند وجه اول آنكه سندى براى اين روايت پيدا نمىشود و تا وقتى كه سند آن ظاهر نشود اين روايت نزد اهل سنت شتر بىمهارست كه اصلا گوش بان نمىكنند مگر نشنيدى كه شاه صاحب كه مخاطب اصلى ما درين كتاب مىباشند در باب دهم همين كتاب تحفه خود مىفرمايند كه اعتبار حديث نزد اهل سنت بيافتن حديث در كتب مسندهء محدثينست مع الحكم بالصحة و حديث بىسند نزد ايشان شتر بىمهارست كه اصلا گوش به آن نمىكنند دوم آنكه اگر فرضا سند اين روايت هم ظاهر شود چون شاه صاحب افاده فرموده‌اند كه اعتبار حديث نزد اهل سنت بيافتن آن در كتب مسنده محدثينست مع الحكم بالصحة و اين روايت هرگز محكوم به صحت نيست پس نزد ارباب ابصار اصلا قابليت اعتماد و اعتبار نخواهد داشت و احدى از متتبعين آن را لائق اصغا و التفات نخواهد انگاشت سوم آنكه بعد ظهور سند اين روايت هرگز مترقب نيست كه آن سند خالى از غوائل قدح و جرح بوده باشد زيرا كه آنفا دانستى كه روايات اين خبر موضوع و حديث مصنوع كه در صحاح سته واردست مثل روايات ترمذى و ابن ماجه و نيز روايات ديگر مشاهير سنيه مثل حاكم و ابو يعلى و طبرانى و ابن عبد البر و غيرهم جمله مقدوح الاسانيد و مطعون الطرق مىباشد و بتصريحات و افادات اكابر محققين و اعاظم منقدين حضرات سنيه وهن و فساد و وهى و انهداد آن ظاهر و باهرست و هر گاه اين همه حفاظ و اعلام را كه عمرها در جمع طرق و اسانيد فنا كرده‌اند با وصف تقدم طريقى سالم بدست نيامده باشد بيچاره ملا عمر را با تقاصر و تاخر خود چگونه اسنادى سليم بهم مىرسد و من ادعى فعليه البيان و علينا اثبات قدحه يا بين الدليل و البرهان چهارم آنكه ركاكت الفاظ و سخافت معانى اكثر جملات اين روايت فاسدة المبانى خود شاهد صدق بر وضع و افتعال و كذب و انتحال آن مىباشد و هر كه ادنى ذوقى و انسى بكلام حضرت خير الانام عليه و آله آلاف صلوات الملك المنعام داشته باشد بلا شبهه پى به اين مطلب خواهد برد و هر چند حال جمله روايات اين حديث همينست ليكن اين روايت و روايت سابقه كه از شداد بن اوس نقل مىكنند از سائر روايات اين خبر موضوع درين باب منفرد و منحارست و مهانت و هجنت جملات آن