السيد حامد النقوي
595
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
من الوجوه پس چون حضرت امير باب شد امام هم شد حال آنكه باب مدينة العلم شدن چيزى ديگرست و امام بودن چيزى ديگر در ميان هر دو نه اتحاد است و نه لزوم انتهى و اين كلام جالب الملام اگر چه بوجوه لا تعد و لا تحصى مهدوم و منقوض و بردود بيشمار مردود و مرفوضست ليكن ما در اين جا روما للاختصار بر بعض وجوه اكتفا و اقتصار مىنمائيم وجه اول آنكه شاه صاحب بكمال تنطع در تعديد انواع اوهام اهل حق كرام حسب زعم فاسد و ظنّ كاسد خود نوع سوم عدم تفرقه بين المطلوب و النتيجه قرار دادهاند حال آنكه ساحت علياى اهل حق و يقين ازين وهم مهين يقينا مبراست و شاه صاحب بلا شك و ارتياب ارتكاب لغو و كذّاب درين باب فرمودهاند و بجز ادعاى باطل و تقرير لا طائل چيزى حاصلشان نگرديده كما ستراه عما قريب بعون المنعم المثيب وجه دوم آنكه شاه صاحب حسب داب خود بلا دليل مدعى شدهاند كه به همين سبب اكثر تقريبات دلائل شيعه تمام نمىشود چنانچه در مباحث امامت مفصل گذشت حال آنكه اين ادعا كذب واضح و تخرّص لائح است و به حمد اللَّه تعالى جمله تقريبات دلائل شيعه تمام و تمامى تقريرات منينهشان مرغم آناف اعادى و خصام مىباشد و آنچه شاه صاحب حواله بمباحث امامت فرمودهاند بمفاد چه دلاورست دزدى كه به كف چراغ دارد مثبت كمال حياى عثمانى براى ايشانست و به حمد اللَّه تعالى نحيف در جمله مباحث امامت استحكام و متانت و استحصان و حصانت تمامى استدلالات و تقريبات اهل حق بمنصهء شهود رسانيده تزويرات و تقريرات شاه صاحب و ديگر اسلاف و اخلافشان را هباء منبثا گردانيدهام بلكه بعون اللَّه تعالى ثابت نمودهام كه شاه صاحب در بسيارى از مقامات ديده و دانسته در ذكر احتجاجات اهل حق و نقل استدلالات ايشان تصرّف و خيانت به كار برده مسلك تحريف سخيف و تلفيف عنيف سپرده تا باشد كه بازاى آن حرفى آرايند و سخنى پيرايند ليكن بفضل اللَّه المنعام سعيشان باطل و ناتمام بر آمد و تخديع و تضليل و تلميع و تسويلشان فائدهء نه بخشيد و پرده از روى كار در هر جا بر افتاد و غلبهء كامله و فتح مبين در هر مبحث براى اهل حق و يقين دست داد و عنقريب خواهى دانست كه در اين جا نيز شاه صاحب مطابق مسلك ديرينه خود پى سپر وادى كذب و افترا بلا ريب و امترا گرديدهاند و بوتيرهء منحوسه تقوّل و افتعال بنهايت و له و شغف گرديده وجه سوم آنكه شاه صاحب در مقام تمثيل بعد ادعاى ضئيل خود از تقريرات متينه و تبيينات رزينه اهل حق در باب حديث مدينة العلم صرف دو جملهء مختصره باجمال نقل كرده يعنى « حضرت امير باب مدينة العلمست و هر كه باب مدينة العلم باشد امامست » حال آنكه به حمد اللَّه تقريرات شافيهء واضحه و توضيحات وافيهء لائحهء ايشان درين باب