السيد حامد النقوي
593
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
به آن زدن هرگز كار عقلا نخواهد شد ثالثا در ما سبق از عبارت كتاب جامع بيان العلم ابن عبد البر القرطبى دانستى كه مزنى شاگرد رشيد شافعى افاده نموده كه اين حديث اگر بالفرض صحيح هم باشد معناى آن چنين خواهد بود كه روايت هر واحد از اصحاب بسبب وثوقشان در نقل حجتست و ازين معنى چنانچه مىبينى فائز بودن هر واحد از صحابه بمرتبهء فقاهت هم ثابت نمىشود چه جاى آنكه هر واحد ازيشان قابل اين مطلب خطير بوده باشد كه مردم ازو اخذ علوم فقها نمايند رابعا معناى كه مزنى براى اين حديث موضوع بر فرض صحت آن تراشيده هم درست نمىشود و به حمد اللَّه افادهء استاد او اعنى خود شافعى مبطل و موهن آنست تفصيل اين اجمال آنكه نزد شافعى عدالت تمامى صحابه چنانچه مزعوم اكثر ائمهء اهل سنتست هرگز ثابت نبود بلكه حضرت او در بعض مشاهير صحابه بحدّى بد اعتقاد بود كه شهادت ايشان را قابل قبول نمىدانست و به همين سبب براى شاگرد رشيد ديگر خود كه ربيع باشد بطور راز افاده نموده بود كه شهادت چار نفر از صحابه مقبول نيست و ايشان معاويه و عمرو عاص و مغيره و زياد مىباشند اگر باورت نمىآيد بشنو كه شاه صاحب : باب مدينة العلم بودن علي مستلزم امامت نيست و رد آن علامهء ابو الفداء اسماعيل