السيد حامد النقوي

588

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

فرض نتوان كرد لوجوه عديدة لا تخفى على اولى النهى و فرض آن از مسائل فقهيه و ما فى حكمها مثبت تعلق حديث مدينة العلمست بعلوم فقها و الا بطل ذكر هذه القضية فى معرض التاييد و اللَّه ولى التسديد هفتم آنكه مناوى درين كلام براى تاييد مفاد حديث مدينة العلم گفته و صحّ عنه من طرق انه كان يتعوذ من قوم ليس هو فيهم و اين تعوذ عمر چنانچه در كمال ظهورست على الاكثر وقتى صادر شده كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام در مسائل فقهيّه او را تنبيه بر وجه صواب فرموده پس آن را مؤيد حديث مدينة العلم دانستن بلا ريب مبنى بر آنست كه اين حديث شريف دليل كمال آن جناب در علوم فقهيه نيز مىباشد هشتم آنكه مناوى درين كلام در مقام تاييد حديث مدينة العلم ذكر نموده كه عمر جناب امير المؤمنين عليه السّلام را نزد خود داشته بود و بر هيچ لشكرى آن جناب را والى نكرد تا از آن جناب در امر مشكل مشاورت نمايد و ذكر كردن مناوى اين مطلب را در مقام تاييد حديث مدينة العلم دليل واضح تعلق آن بعلوم فقهاست زيرا كه پر ظاهرست كه بسيارى از مشاورات عمر با جناب امير المؤمنين عليه السّلام عليه السّلام در مسائل مشكله فقهيّه بود بلكه گاهى مسموع نشده كه عمر با آن جناب در مسئلهء از مسائل تصوف سؤال كرده باشد نهم آنكه مناوى درين كلام قول عطا در باب افقهيت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از سائر اصحاب در مقام تاييد حديث مدينة العلم ذكر نموده و دليلى واضحتر ازين بر تعلق حديث مدينة العلم بعلوم فقها چه خواهد بود دهم آنكه مناوى درين كلام بغرض تاييد مضمون حديث مدينة العلم از حرالى نقل نموده كه او گفته بتحقيق كه اولين و آخرين دانسته‌اند كه فهم كتاب اللَّه منحصرست بسوى علم على عليه السّلام و هر كه جاهل اين معناست پس بدرستى كه گم شده است از بابى كه خداوند عالم از وراث آن باب رفع حجاب از قلوب مىنمايد تا اينكه متحقق مىشود يقينى كه بكشف غطا متغير نمىگردد و ازينجا بكمال وضوح ظاهرست كه نزد حرالى و نزد مناوى هر دو حديث مدينة العلم متعلق بعلوم فقهاست زيرا كه مبنى بودن علوم فقها بر فهم كتاب اللَّه اظهر من الشمسست و فهم كتاب اللَّه نزد اولين و آخرين منحصر بر علم جناب امير المؤمنين عليه آلاف السّلام من رب العالمين مىباشد و هر كه اين معنى را نمىداند او از باب مدينة العلم گمراه است پس حالا در گمراهى قاضى ثناء اللَّه چه جاى ريبست كه او از راه سينه‌زورى مىخواهد كه على خلاف ما حققه المحققون حديث مدينة العلم را بر محض علوم اوليا تنزيل نموده از علوم فقها آن را يكسر منصرف نمايد و در مباهتت صريحه و مكابرت فضيحه الى اقصى الغايه بيفزايد و از آن جمله است ملا يعقوب بنبانى لاهورى كه در رسالهء عقائد متعلق بحديث مدينة العلم كلامى آورده كه از ان بكمال وضوح واضح و آشكارست كه نزد او اين حديث متعلق بعلوم فقها مىباشد و هرگز مخصوص