السيد حامد النقوي

557

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

حديث حذيفه بر چنين منوال باشد چگونه بر بناى آن جزم مىتوان كرد كه عمر بابست و ازينجا ظاهر گرديد كه سعى نامشكور اورنگ‌آبادى در اثبات بابيّت عمر و لو بحيثيت باب الفتنه و باب مغلق بوده باشد در مقصود نمىگشايد و در مطلوب از ان هرگز بدست نمىآيد و چون اين سياق حديث حذيفه كه مسلم در صحيح خود آورده با سياق سابق كه اورنگ‌آبادى نقل نموده اختلافات فاحشهء عديده و اضطرابات موحشهء عتيده دارد بهتر آنست كه براى مزيد تبصير ناقد بصير بعضى از ان بمعرض بيان آرم تا حال پر اختلال اين حديث بر همگنان به خوبى واضح و آشكار گردد پس مخفى نماند كه در ميان سياق سابق و اين سياق چند اختلاف بدرجهء تحقق مىرسد اول آنكه از سياق سابق ظاهر مىشود كه سؤال عمر از حاضرين به اين الفاظ بود ايكم يحفظ حديث رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم فى الفتنة و ازين سياق واضح مىشود كه سؤال او به اين الفاظ بود ايكم سمع رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم يذكر الفتن و در كمال ظهورست كه حفظ امر خاص است و سماع امر عام و فتنه واحدست و فتن جمع دوم آنكه از سياق سابق ظاهر مىشود كه مجيب عمر صرف حذيفه بود و ازين سياق آشكارا مىگردد كه مجيب عمر جماعتى بودند كه گفتند نحن سمعناه سوم آنكه از سياق سابق لائح مىشود كه حديث فتنه رجل در اهل و مال و غيره را حذيفه بخطاب عمر ذكر كرده بود و ازين سياق پيداست كه خود عمر آن را بخطاب قوم ذكر نموده بود چهارم آنكه از سياق سابق ظاهرست كه سؤال عمر از فتنه مائجه كموج البحر مخصوص از حذيفه واقع شده و اين سياق ظاهر مىنمايد كه سؤال مذكور بخطاب جماعتى صادر شده پنجم آنكه در سياق سابق از سكوت قوم و تقدم حذيفه در جواب اثرى نيست و ازين سياق بصراحت ظاهر مىشود كه جمله حاضرين ساكت شدند و حذيفه تقدم در جواب نمود ششم آنكه در سياق سابق از حديث تعرض الفتن على القلوب الخ ذكرى نيست و درين سياق مذكورست كه حذيفه بجواب سؤال عمر از فتنهء مائجه حديث مشار إليه را ذكر نموده هفتم آنكه در سياق سابق مذكورست كه عمر از فتنهء مائجه سؤال كرد و حذيفه بجواب او صرف حائل بودن باب مغلق در ميان عمر و آن فتنه بيان نمود عمر بعد سماع اين جواب سؤال ديگر متعلق بكسر و فتح آن باب كرد و حذيفه در جواب آن كسر آن مبين ساخت و عمر بعد شنيدن كلمهء ذلك احرى ان لا يغلق بر زبان خود جارى نمود و درين سياق واردست كه حذيفه بعد تحديث عمر بحديث تعرض الفتن على القلوب الخ در ضمن تحديث او بحيلولت باب مغلق از خود او را آگاه نمود بكسر آن باب چنانچه درين سياق مذكورست و حدثته ان بينك و بينها بابا مغلقا يوشك ان يكسر هشتم آنكه در سياق سابق استفهام عمر از كسر باب بعد شنيدن خبر كسر مذكور نيست بلكه در ان مذكورست كه عمر بعد شنيدن كسر باب كلمهء ذلك احرى ان