السيد حامد النقوي

453

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

سياتى انشاء اللَّه الودود بالجمله رجوع موالفين و مخالفين اصحاب جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بسوى جناب امير المؤمنين عليه السّلام در جملهء ازمنه و عهود امريست كه اصلا ريبى و شكى در آن نيست پس كمال عجبست كه چگونه بنبانى خواسته كه اين چنين امر ظاهر و منجلى را كه مثل آفتاب نصف النهار پيدا و آشكارست گل‌اندود نمايد و صرف رجوع غير اصحاب را بآنجناب در عهود ثلاثه و آن هم بوجه فراغ آن جناب و اشتغال ثلاثه ظاهر نموده در حيرت ارباب بصيرت افزايد و از عجائب آيات الهيه آنست كه هر چند بنبانى درين مقام بغرض فاسد اظهار اينكه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب مدينهء علم صرف براى غير اصحاب بود رجوع غير اصحاب در عهود ثلاثه بجناب امير المؤمنين عليه السّلام ظاهر كرده و رجوع اصحاب را بسوى آن جناب بتقرير خود پوشيده بلكه در اظهار عدم آن كوشيده ليكن در شرح تهذيب الكلام بقدرت قادر علام بامر حق گويا گرديده چنانچه در كتاب مذكور در مبحث افضليت گفته و كفاك شاهدا على كونه اعلم ان سلاسل العلماء من المفسرين و اهل العربية و غيرهم و العرفاء تنتهى إليه و ان الحكماء كانوا يعظمونه غاية التعظيم و ان الكبراء من الصحابة يرجعون إليه فيما كان يشكل عليهم و هو المجيب عن شبهات اليهود و ظلمات النصارى كما هو المعروف و المشهور ازين عبارت ظاهرست كه بنبانى بلا تامل و تحرج جناب امير المؤمنين عليه السّلام را اعلم تسليم مىكند و افاده مىنمايد كه براى شهادت اعلميت آن جناب كافيست كه سلاسل علما از مفسرين و اهل عربيت و غيرهم و سلاسل عرفا منتهى بآنجناب مىشود و حكما آن جناب را تعظيم مىنمودند بغايت تعظيم و كبراء صحابه رجوع مىنمودند بسوى آن جناب در آنچه مشكل مىشد بر ايشان و همانجناب آنست كه از شبهات يهود و ظلمات نصارى جواب مىداد چنانچه معروف و مشهورست و به حمد اللَّه تعالى ازينجا واضح گرديد كه آنچه بنبانى در رسالهء عقائد خود بجواب حديث مدينة العلم خواسته كه رجوع صحابه را بسوى آن جناب مستور و مخفى گرداند و صرف رجوع غير صحابه را بآنجناب باثبات رساند هوس باطلست و براى ردّ و ابطال و كشف حقيقت حال آن اين كلام شرح تهذيب الكلام كافى و وافيست چه در آن تصريح صريح نموده به اينكه كبراى صحابه رجوع مىنمودند بسوى آن جناب در آنچه مشكل مىشد بريشان و كفى بذلك شاهدا على خزيه و افتضاحه و دالّا على شدة صفاقته و اتقاحه پنجم آنكه