السيد حامد النقوي

425

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

در گردن خود انداخته و نحيف بتصريح تمام و توضيح ما لا كلام و ببيان مشبع بسيط و كلام جامع محيط آن را باطل و مردود ساخته و هر چند آنچه حقير در ما سبق نوشته‌ام در ابطال اين مزعوم مشوم كافى و وافيست ليكن حرفى چند در اين جا نيز بايد شنيد اول آنكه لفظ اين حديث شريف خود دليل انحصار بابيت در جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىباشد زيرا كه آن جناب خود را درين حديث دار حكمت و جناب امير المؤمنين عليه السّلام را باب دار حكمت فرموده و پر ظاهرست كه خانه را بحسب متعارف اكثر افراد آن بيش از يك باب نمىباشد پس دار حكمت را نيز بيش از يك باب نباشد و جمل دار در كلام جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بر خانه كه ابواب متعدده داشته باشد و بر طريق غير متعارف اكثر افراد مبنى شده باشد محتاج بدليلست و ماله الى آخر الدهر من سبيل دوم آنكه اين تاويل عليل مبنى بر آنست كه ماوراى جناب امير المؤمنين عليه السّلام ديگر اصحاب قابليت بابيت دار حكمت داشته باشند و دون اثبات هذا المقصد و المراد خرط القتاد و ضرب الاسداد سوم اگر بالفرض و التسليم ماوراى جناب امير المؤمنين عليه السّلام بعض ديگر اصحاب صلاحيت باب دار حكمت داشته باشند ليكن بدون نص صريح جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اجترا بر اثبات بابيت ايشان و اقدام بر صرف اين حديث شريف از ظاهر آن چگونه نزد اهل ايمان و ارباب عرفان روا خواهد شد چهارم آنكه اگر بالفرض ماوراى جناب امير المؤمنين عليه السّلام كسى از اصحاب قابليت بابيت داشته هم باشد باز هم قطعا و يقينا حضرات ثلاثه ازين قابليت بمراحل شاسعه دور و از قرب اهليت آن بمداحر واسعه مدحور مىباشند زيرا كه جهالات فاضحه و عمايات واضحهء شان هم در عهد جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و هم در عهد حكومت خود ابدى من كل واضح و اجلى من كل لائح مىباشد پس سعى قارى و اسلاف نا انصاف او در اثبات تكثير ابواب بىحاصل و خيبت و حرمان در ميان ايشان و مقصود اصلى ايشان حدّ فاصلست پنجم آنكه مرتبهء بابيت دار حكمت رتبه‌ايست بس بلند و منزلتيست نهايت ارجمند و كافيست براى علو شأن و سمو مكان آن اينكه صاحب آن جزوى از اجزاء وجود مسعود رسول ربّ ودود عليه و آله آلاف الصلاة و السّلام الى يوم الموعود محسوب و معدود مىشود پر ظاهرست كه حضرات ثلاثه و اتباع و احزاب شان از جملهء اصحاب بوجه مطاعن شنيعه و مشائن فظيعه و مثالب ذوات حنيّه و معايب صفات دنيّه خود