السيد حامد النقوي

270

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بر بديع حكمت مشتمل‌ست لهذا در حالت انفتاح فضا پيدا مىكند و اين معنى مظهر كمال رجحان آنست نه سبب نقص آن و ازينجا ظاهر گرديد كه اعور فاقد البصر بسبب كمال انحراف خود از باب مدينهء علم چنان از فهم و عقل بعيد افتاده است كه ادراك واضحات و جليّات هم نمىكند و در امثال اين امور مستبينه كه هر ذى شعور آن را به خوبى مىداند پيش پا مىخورد ثانيا اگر تسليم هم كنيم كه باب مدينه فضاء فارغ مىباشد و حيطان و اركان آن طرف محيط ست ليكن براى آتين و داخلين انتفاع از مدينه موقوف بر آنست كه باب آن فضا داشته باشد پس فضاء فارغ بودنش عين كمالست بخلاف حيطان و اركان كه مانع و حائل از وصول و دخول مىشوند پس طرف محيط بودنشان براى آتين و داخلين فائده نمىدهد بلكه اگر بسوى آن رو آرند بهرشان عين موجب ضررست كما فصّلنا انفا پس ترجيح آن بر باب چون از قبيل مصادمت بداهتست مورث عجب عجابست هذا كلّه فى المدينة المحسوسة و اما المعقولة التى هى نفس النّبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پس چون باب آن مدينه مملو از علمست آن را ازين جهت فارغ نمىتوان گفت و اين از اوضح واضحاتست و لكن الاعور قاصر عن ادراكه هائم فى التباكه مائد فى ارتباكه مضطرب فى اشراكه ابطال تأويل أعور واسطى در لفظ علي ضمن بيست و پنج وجه امّا آنچه اعور افجر در بيان ثالث وجوه سخيفه خود متفوه شده ثالثها دفع فى تاويل على بابها أي مرتفع و على هذا يبطل الاحتجاج به للرافضيّة پس اگر چه قابل آن نبود كه كسى از ارباب ايمان و اهل اسلام لب بان گشايد و زبان خود را به اين هفوه باطله آلايد مگر اعور انكر كه مصدر هر باطل و منكرست بتفوه آن خود را عرضهء ملام اصحاب احلام نموده بالجمله اين وجه ناموجه نيز مردود و مطرودست به چند وجه وجه اوّل آنكه اين تاويل سراسر تسويل كه اقبح وجوه تحريف و تضليل ست از جملهء مزخرفات خوارج اشرار و نواصب اغمار مىباشد پس كسانى كه فى الحقيقة ولائى حضرات اهلبيت عليهم السّلام در قلوب صافيه خود دارند و اذعان و اعتقاد بمناقب اين حضرات امجاد را وسيله فوز يوم المعاد مىشمارند هرگز گرد اين تحريف سخيف نخواهند گرديد بلكه كسانى كه بعظمت مرتبت و علو منزلت اين حضرات و لو باللّسان دون القلب و الجنان قائل هستند ايشان نيز بعد ظهور اين راز مخفى پيرامون اين تاويل عليل نخواهند رسيد زيرا كه بنابر افادهء خود حضرات سنيه مقصود نامحمود خوارج ازين تاويل پر تضليل آنست كه در شان كرامت نشان جناب مرتضوى عليه و آله آلاف السّلام من الملك القوى بىادبى آغاز نهند و بحط مرتبت آن جناب داد كفر و ضلال دهند چنانچه سابقا شنيدى كه ابو محمد احمد بن محمد بن على العاصمى در زين الفتى در مقام ذكر مشابهات جناب امير المؤمنين عليه السّلام با حضرت آدم على نبينا و آله و عليه السّلام بعد ايراد حديث مدينة العلم گفته و تكلموا