السيد حامد النقوي
243
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
امير المؤمنين عليه السّلام نبوده باشد حال آنكه آنفا دانستى كه او از جناب امير المؤمنين عليه السّلام هم روايت مىنمايد و درين صورت اهل حق مىتوانند كه بگويند كه شريح هر قدر علم صحيح كه پيش از ورود جناب امير المؤمنين عليه السلام بكوفه داشت ماخوذ از جناب امير المؤمنين عليه السّلام بود و آن را شريح در مدينه از آن جناب گرفته بود يا آنكه در وطن خود يمن وقتى كه آن جناب ولايت يمن در عهد جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم داشتند حاصل كرده بود و ثالثا بر ارباب تتبع و تفحص واضح و لائحست كه شريح اگر چه بر منصب قضا منصوب بود ليكن در علم هرگز پايهء كه موجب استغنا باشد نداشت و ازينجاست كه هر گاه براى او مشكلى پيش مىآمد بسوى عبيده سلمانى كه از جملهء اصحاب جناب امير المؤمنين عليه السلام بود رجوع مىكرد چنانچه از عبارات آتيه عنقريب انشاء اللَّه تعالى خواهى دانست و رجوع او به خود جناب امير المؤمنين عليه السلام در مشكلات اظهر من الشمس و ابين من الامسست و انشاء اللَّه تعالى در مبحث قضاياى جناب امير المؤمنين عليه السلام اين معنى بر تو بدرجهء اتم متضح خواهد شد پس كمال عجبست كه چگونه ابن تيميه با وجود اين معنى بقول ساقط و كلام هابط خود استغناى شريح از جناب امير المؤمنين عليه السلام ثابت كردن مىخواهد و نمىداند كه هر گاه حضرات ثلاثه با وصف آن همه علو مرتبت كه براى شان حسب مزعوم ابن تيميه حاصل بود در مشكلات و معضلات رجوع بباب مدينة العلم مىكردند و طريق تذلل و خضوع و تملق و خنوع در مهمات براى آن جناب مىسپردند ديگر شريح قاضى چه چيز است اما آنچه گفته و هو و عبيدة السلمانى تفقها على غيره پس مردودست به آنكه دعوى تفقه شريح بر غير جناب امير المؤمنين عليه السلام ادعائيست كه هيچ دليلى بر آن نياورده و قبل ازين آنچه دعوى كرده بود كه شريح بر معاذ تفقه نموده بطلان آن بصراحت تمام مبين شده پس اگر در اين جا مراد از غير همان معاذست بطلان آن دانستى و اگر از غير در اين جا سواى معاذ كسى ديگر را مىخواهد پس تبيين آن لازمست تا در صدق و كذب او نظر كرده شود باقى ماند دعوى تفقه عبيدهء سلمانى بر غير جناب امير المؤمنين عليه السلام پس بغرضى كه تفوه به آن نموده دليل كثرت جرأت و جسارت و قلت تتبع و مهارت ابن تيميه است زيرا كه اكابر علماى فن رجال و اعاظم مختبرين احوال عبيده را از اصحاب جناب امير المؤمنين عليه السّلام و اصحاب ابن مسعود نوشتهاند چنانچه سمعانى در كتاب الانساب در نسبت سلمانى گفته و المشهور بهذه النسبة عبيدة بن عمرو السلمانى و قال على بن المدينى هو عبيدة بن قيس بن سلم السلمانى هو من اصحاب على و ابن مسعود رض حديثه مخرج فى الصحيحين و قيل هو عبيدة بن قيس بن عمرو المرادى الهمدانى و يكنى ابا مسلم و يقال ابا عمر و اسلم