السيد حامد النقوي
14
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
در فضل حكمت و فصل خطاب و برهان لائح اعلميت و افضليت آن جناب از سائر اصحاب مىباشد كما سياتى بيانه فيما بعد انشاء اللَّه تعالى و هو حاسم لبنيان خلافة المتقدمين عليه استيثارا و اختزالا و علاوه برين اين تخصيص عاصمى در حديث مدينة العلم اگر مسلم هم شود ضررى بمطلوب اهل حقّ نمىرساند و فائده به حال او نمىبخشد زيرا كه در ما بعد انشاء اللَّه تعالى بمعرض تبيين و تحقيق مىرسد كه تخصيص جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم جناب امير المؤمنين عليه السّلام را بعلم قضا و اظهار افضليت آن جناب درين باب مظهر و مصرح اين معنيست كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم جمله انواع علم و اقسام آن را براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام جمع فرموده است پس اگر بالفرض معنى حديث مدينة العلم همين باشد كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلمست در امر قضا ثابت خواهد شد كه كه آن جناب باب آن حضرتست در جمله انواع علم و اقسام آن و از همين جاست كه بعض علماى اعلام و احبار فخام سينه اعتراف دارند به آنكه حديث اقضاكم على و حديث انا مدينة العلم و على بابها هر دو دليلست بر اينكه خداوند عالم خاص فرموده است جناب امير المؤمنين عليه السّلام را از علوم به چيزى كه از بيان آن عبارات قاصرست چنانچه ابن حجر مكى در منح مكيه كما سمعت سابقا در شرح شعر ؟ ؟ ؟ لم يزد لا كشف الغطاء يقينا * بل هو الشمس ما عليه غطاء گفته تنبيه مما يدل على ان اللَّه سبحانه اختص عليا من العلوم بما تقصر عنه العبادات قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلم اقضاكم على و هو حديث صحيح لا نزاع فيه و قوله انا دار الحكمة و فى رواية مدينة العلم و على بابها الخ بالجمله ازين تخصيص عاصمى آبى بر روى كارش نمىآيد و اين اهتمام ناتمام او بابى از مطلوبش نمىگشايد سوم آنكه عاصمى در اين كلام مهانت انضمام بغرض فاسد تعديد ابواب مفروضه مدينهء علم متمسك شده بحديث موضوع ارحم امتى ابو بكر الخ حال آنكه اين حديث از جمله اكاذيب موضوعه و اباطيل مصنوعه است كه اسلاف ناانصاف سنيه در مدح اصحاب آن را ساخته و پرداختهاند و به وضع و افتراى آن علام جلاعت و خلاعت بىمحابا برافراخته و چون اين حديث وقتا وقتا در قوالب مختلفه وضع و افتعال و اوضاع متفاوته افترا و انتحال از ايدى صناعين انكاس و وضاعين ارجاس مفرغ شده لهذا روايات آن خيلى اختلاف فاحش دارد بعضى از آن چنان واقع شده كه بجز اباطيل واضحه و اراجيف لائحه هيچ حرف حق در آن مرئى و مشهود نمىشود و شطرى از آن به نهجى منسوج شده كه بعض كلمات حقه و جملات