السيد حامد النقوي

5

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

تعيير و تصنيف بر آن فاضل بديع التشريفست زيرا كه آشكار خواهد شد كه حضرت او با وصف اطلاع بر طرق كثيره اين حديث ديده و دانسته الفاظ عديده و جملات نفيسه سديده آن را عناد الحق حذف فرموده كما سبقت إليه الاشارة و اگر عيث عبث آن را ذكر كرده و هيچ فائده از ان تصور نفرموده پس خلافشان علماست كه امرى زائد را بى وجه و بىسبب در كلام آرند و نيز منافى صفت ايجاز و اختصارست كه اتباع و اشياع مخاطب مطاع بر اتصاف اين كتاب او بان منضما الى المتانة كمال نازش و فخار دارند و اصل اينست كه كابلى فاقد الفهم در وجوه ابطال تمسك بحديث طير اين اختلاف را هم ذكر نموده حيث قال كما دريت انفا و لانه اختلفت الروايات فى الطير المشوى ففى رواية هو النحام و فى رواية انه الحبارى و فى اخرى انه الحجل انتهى و چون سخافت اين وجه در كمال ظهور بود غالبا مخاطب از استراق آن استحيا كرده در وجوه ابطال ذكر نكرده لكن كفّ نفس از تعرض بان راسا هم نتوانسته اين اختلاف را در تقرير شيعه ذكر كرده طرفه خلط و خبط را كار بند گرديده بالجمله ذكر كابلى اختلاف روايات را در باب طير مشوى بمعرض قدح و جرح حديث طير عين جهل يا تجاهلست از داب خدام اخبار و آثار سرور مختار عليه و آله سلام اللَّه الملك الغفار زيرا كه ايشان هنگام اختلاف اخبار بطرق شتى جمع آن مىفرمايند و هرگز بسبب محض اختلاف تكذيب اصل واقعه نمىنمايند از جمله آن طرق حمل اختلاف بر تعدد واقعه است كه محققين اعلام و منقدين فخام سنيه جابجا اختلاف روايات را بان جمع كرده‌اند و در ما نحن فيه هم ممكنست كه واقعه طير چند بار بوقوع آمده باشد و در يك واقعه آن طير نحام باشد و در ديگرى حبارى و در ديگرى حجل اما سند اين معنى كه محققين ائمه سنيه اختلاف روايات را محمول بر تعدد واقعه مىنمايند پس بر متتبع كلامشان مخفى نيست تنبيها للقاصرين بعض شواهد مذكور مىشود ابن حجر عسقلانى در فتح البارى بعد ذكر احاديث متعدده كه بعض آن دلالت دارد بر رمى آن جناب وجوه كفار را روز حنين بسنگريزه و بعض بر رمى به خاك و از بعض آن ظاهر مىشود كه آن حضرت خاك را خود بنفس نفيس از بغله فرود آمده از زمين گرفت و از بعض لائح مىشود كه آن حضرت خاك را از ابن مسعود طلب فرمود و از بعض آشكار مىشود كه خاك را امير المؤمنين عليه السلام بآنجناب داد گفته و يجمع بين هذه الاحاديث انه صلى اللَّه عليه و سلم اوّلا قال لصاحبه ناولنى فناوله فرماهم ثم نزل عن البغلة فاخذ بيده فرماهم ايضا فيحتمل ان الحصى فى احدى المرتين و فى الاخرى التراب و اللَّه اعلم ازين عبارت بصراحت ظاهرست كه ابن حجر براى جمع اين اخبار مختلفه اختيار نموده كه آن حضرت دو مرتبه رمى مشركين فرمود كه در يكى ازين دو مرتبه سنگريزه و در ديگرى خاك بود و اولا از ديگرى گرفت و بعد از ان خود بنفس نفيس از بغله فرود آمده از زمين برداشت و نيز ابن حجر عسقلانى در فتح البارى بشرح قول براء بن عازب و ابو سفيان بن الحرث اخذ برأس بغلته البيضاء كه در حديث ثانى باب غزوه حنين از صحيح بخارى واقع‌ست گفته وفى حديث العباس عند مسلم شهدت مع رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم يوم حنين فلزمته انا و ابو سفين بن الحرث فلم نفارقه الحديث و فيه ولىّ المسلمون مدبرين فطفق رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم