السيد حامد النقوي
47
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
ثمّ قال ابن تيميّة اخزاه اللَّه الثّالث انّ اكل الطير ليس فيه امر عظيم يناسب ان يجيء احبّ الخلق الى اللَّه لياكل معه فانّ اطعام الطّعام مشروع للبرّ و الفاجر و ليس فى ذلك زيادة قربة لعند اللَّه لهذا الاكل و لا معونة على مصلحة دين و لا دنيا فاىّ امر عظيم هنا يناسب جعل احبّ الخلق الى اللَّه بفعله و اين كلام خرافت نظام در ركاكت و سخافت بذروه عليا رسيده است و صدور آن از شيخ الاسلام سنيان بغايت بعيد بود لكن سببش آنست كه اهل سنت اگر چه از اكابر متكلمين اهل نحله خود بوده باشند همانا چون در قبال استدلالات متينه اهل حقّ دست و پا گم مىكنند و در لجّه اندهاش و تحيّر فرو مىروند و هم عرق عصبيّتشان بملاحظه فضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام جوش مىزند لا جرم بمفاد الغريق يتشبث بكل حشيش هر رطب و يابس را دستآويز خود مىسازند و بابر از غرائب عجر و بجر نقد نصفت و حقيقت سنجى از دست خويش مىبازند بالجمله تفوه به اين معنى كه اكل طير امر عظيمى نبود كه براى آن مجيء احب الخلق الى اللَّه مناسب باشد نهايت غريبست زيرا كه پر ظاهرست كه نزد تمامى عقلا مواكلت با عظما و كبرا دليل شرفست فكيف مواكلت با جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه هيچ مسلمى در شرف عظيم بودن آن شك و ريب نخواهد آورد پس اگر جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم براى اين شرف عظيم احبّ الخلق را بخواهد نهايت مناسبت دارد و از همين جاست كه بوقت سماع دعاى جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم درين واقعه حضرت عائشه مجتهده دعا كرد اللّهم اجعله أبى و حفصه گفت اللّهم اجعله أبى و انس گفت اللّهم اجعله سعد بن عبادة و بروايت ديگر اللّهم اجعله رجلا منّا حتّى نشرّف به و حيرتم مىربايد كه مشروعيت اطعام طعام را كه شيخ الاسلام افاده فرموده بما نحن فيه چه ربطست زيرا كه كلام در اختيار براى مواكلتست و از مشروعيت اطعام طعام براى هر برّ و فاجر لازم نمىآيد كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم براى شرف مواكلت خود احب الخلق را اختيار نفرمايد و نفى شيخ الاسلام زيادت قربت را بسوى خدا براى كسى كه آن جناب او را براى مواكلت اختيار فرمايد خطاى فاحش و كمال سوء ادب آن جناب و نفى مصلحت دين و دنيا از ان هم افحش زيرا كه نزد هر عاقل روشنست كه از تخصيص شخصى براى مواكلت كه شرف عظيمست و طلب او بتكرير دعا و ردّ ديگران بر شاهدين اين حال و سامعين اين مقال كمال فضل آن شخص ظاهر مىگردد و اين مصلحتى عظيم از مصالح دينست و اگر ازين همه در گذريم و حسب ارشاد شيخ الاسلام قبول كنيم كه مواكلت با آن جناب امرى عظيم نيست و موجب زيادت قربت بسوى خدا هم نمىباشد و اعانت بر مصلحتى دينى و دنياوى متصور نمىشود لكن معذلك طلب جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم براى آن احبّ الخلق را حرام يا مكروه هم نيست كه قرينه وضع حديث شود انصاف بايد كرد و اعتساف را ترك بايد داد اگر مثل اين حديث را در حق ابو بكر يا عمر شيوخ اهل سنت مىتراشيدند آيا حضراتشان بقدح آن اين كلام را بر زبان مىآورند لا و اللَّه هرگز متفوه بان نمىشدند بلكه از اعظم مفاخر و بزرگترين ماثر مىشمردند و بكمال سلاطت لسان افاده مىفرمودند كه محض مواكلت آن جناب با كسى دليل افضليت اوست چه جا كه با ديگران مواكلت نكردن و او را بالخصوص طلب نمودن و بغايت