السيد حامد النقوي

132

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

المسئلة مبسوطة فى غير هذا الموضع فقد تقدم بعض ذلك لكن ذكر هذا لتبيين ان حديث الطير من الموضوعات ازين كلام تجبر نظام ابن تيميّه بغايت صراحت واضحست كه حديث طير دلالت بر احبيّت و افضليّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام دارد زيرا كه او فضائل منحوته و مناقب منحوله فلان و به همان را مناقض اين حديث شريف وانموده و بزعم ثبوت آن اثبات موضوعيت و افتراى اين حديث خواسته و پر ظاهرست كه اگر حديث طير ممكن التاويل و محتمل التّوجيه مىبود و اين توجيهات و تقييدات كه مخاطب از انبان بزرگان خود بر آورده مساغى مىداشت به اين فضائل موضوعه موضوعيّت اين حديث چه قسم ثابت مىشد زيرا كه بنا بر اين اصلا بان منافاتى و مناقضتى نمىداشت و نيز برين تقدير ابن تيميه را حاجتى نمىبود به اينكه بتقديم صحابه عثمان را احتجاج و استدلال بر وضع اين حديث نمايد پس كار حضرات اهل سنت بس عجيب و غريب افتاده كه چون ابطال حق و ترويج باطل پيش نظر نهاده و در پى ردّ و نقض دلائل متينه و ابطال براهين رزينه اهل حق افتاده‌اند لذلك با تشويش و حيرت در ان دست و بغل گرديده بكلمات متهافته و ترّهات متناقضه متفوّه مىشوند بعضى از متقدمين متكلمين‌شان مثل رازى در نهاية العقول و ابن تيميه درين كتاب منهاج اولين بسبب عجز و قصور و اين ديگر بسبب گونه مناسبت داشتن بمجاورات و استعمالات كلام عرب از ابداء و ابداع تاويلات ركيكه بارده و ايجاد و اختراع تسويلات سخيفه شارده باز ماندند و بمزيد عصبيّت و عناد نبذى از اكاذيب و خرافات شيوخ خود را كه در احبيّت و افضليت ابو بكر و عمر بربافته پيش عوام بىبصيرت ترويج ساخته بودند معارض و مناقض حديث طير وانموده وقاحة و جسارة حكم بمطروح و موضوع بودن آن كردند و اصلا باكى بتكذيب اساطين دين خود كه همواره حديث طير را بطرق صحيحة متكاثره و اسانيد جيّده متوافره اثبات مىنمايند نكردند و هرگز از معاندت و مشاقّت و معازّت‌شان نينديشيدند و نبذى از متاخرين متكلمين اهل سنت تارك اين مسلك گرديدند و بتاويل و تسويل گرديدند و گفتند كه اين حديث مفيد مدعاى اهل حق نيست و دلالت بر احبيّت مطلقه جناب امير المؤمنين عليه السّلام ندارد و از نهايت ناحق كوشى بهواجس نفسانيّه و وساوس ظلمانيّه تاويلات سخيفه براى آن انگيختند و تقييدات ركيكه را در ان راه دادند و به خيال نياوردند كه ادّعاى امكان تاويل اين حديث و برگردانيدن آن بمذهب سخيف خود مبطل دعوى قطعى و جزمى كذب و افتراء اين حديث كه اسلافشان بسبب معارضت با فضائل مزعومه شيخين بر زبان آورده‌اند مىباشد چه اين حديث بزعم اينها مفيد مدعاى اهل حق نيست و محتمل توجيهات و تقييداتست پس باز حكم بطرح و وضع آن كه از مشايخ شان به خيال مناقضت با مناقب منحوته شيخين سر زده از چه راه درست خواهد شد و حكم بكذب و دروغ بودن آن بسبب مذكور چگونه صورت خواهد بست بالجمله جمع بين المتناقضات امكان ندارد يا از حكم بطرح و وضع اين حديث شريف به گمان معارضت و مناقضت با محامد موضوعه شيخين دست بايد برداشت و يا قلاده اعتقاد دلالت حديث طير بر احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از شيخين در گردن خود بايد انداخت و لوح خيال را از نقوش تاويلات سمجه غثه و صور تسويلات موهونه رثه پاك بايد ساخت و امّا لا هذا و لا ذاك فهذا من وساوس الخناس الافّاك و اللَّه ولّى التفضّل بالفهم و الادراك وجه شصت و هفت آنكه علامه محمّد بن اسماعيل الامير كه عالم نحرير و محقق كبيرست اثبات دلالت حديث طير بر احبيّت جناب امير المؤمنين عليه السّلام