السيد حامد النقوي

50

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

كه كثرت مخرجين باعث رد طعن مىشود پس بنابر اين افاده اين همه طرق متعدده و اسانيد متكثره كه اكابر قوم براى حديث طير در تاليف مخصوصه وارد كرده‌اند و از ان روايت كردن بسيارى از ائمه اساطين و اجله متمهرين آن را واضح و ظاهر مىشود بالحتم و اليقين مايه تخجيل و توهين مخاطب افيق فطين كه لب بطعن اين حديث شريف متين گشوده خواهد شد و هر آنچه حضرت او درين باب نگاشته باشد همه مدفوع و مردود و مثلوم و مطرود خواهد بود ششم آنكه ذهبى در تذكرة اول تذكرة الحفاظ اين است الحمد للّه وحده ان الحمد للّه سبحانه و تعالى و تقدست اسمائه و صفاته الحفاظ به ترجمهء ابو زرعه احمد بن حسين بن على بن ابراهيم بن الحكم الرازى گفته قلت له التصانيف الكثيرة يروى فيها المناكير كغيره من الحفّاظ و لا يبين حالها و ذلك مما يزرى بالحافظ ازين عبارت ظاهرست كه ذهبى روايت كردن ابو زرعه احاديث مناكير را در تصانيف خويش بى تبيين حال آن باعث عيبناكى بشأن حافظ دانسته اين معنى را در مقام ازرا و تحقير و تنديد و تعيير او ذكر نموده پس هر گاه محض روايت مناكير در تصانيف خود بى اظهار حال و تبيين آن باعث عيب و طعن و غمز و وهن باشد تاليف كتاب خاص در حديث باطل و منكر بىاظهار موضوعيت آن خبر بالاولى سبب اعظم لحوق عيب و عار و اتسام بوصمت شين و شنار خواهد شد و هرگز احدى از ارباب انصاف و اصحاب نقد و احصاف قبول نخواهد كرد كه غبار اين مذلت مخزيه و خسارت مرديه بدامن ابن جرير و طبرى و ابن عقده و حاكم و ديگر حضرات جامعين طرق حديث طير و مصنفين اجزاى مفرده در ان برسد زيرا كه همه شان از حفاظ اعلام و اركان اسلام و ائمه كرام و اساطين عالى مقام هستند كه مساعىشان در باب نقد احاديث و اخبار و تنقيب روايات و آثار ما به الافتخار اعاظم كبار و مايهء نازش اجلهء والاتبارست هفتم آنكه سبكى در طبقات شافعيه به ترجمهء حاكم بعد عبارت ماضيه كه در ان تصنيف حاكم جزء مخصوص را در حديث طير ذكر نموده گفته ثم ينبغي ان يتعجّب من ابن طاهر فى كتابته هذا الجزء مع اعتقاده بطلان الحديث مع ان كتابته سبب شياع هذا الخبر الباطل و اغترار الجهّال به اكثر مما يتعجّب من الحاكم ممن يخرجه و هو يعتقد صحّته ازين عبارت ظاهرست كه علامهء سبكى ابن طاهر را در مضيق ايرادى بس قوى انداخته حضرت او را كه متجاسر بر قدح حاكم عمدة الاكابرست عرضه تعريض غريب و نكايت عجيب ساخته يعنى ظاهر فرموده كه كتابت ابن طاهر جزء مؤلف حاكم را با وصف اعتقاد او ببطلان حديث طير از اخراج حاكم آن را با وصف اعتقاد صحت بيشتر سزاوار تعجبست چه كتابت ابن طاهر آن جزء را سبب شياع اين خبر باطل و اغترار جهال به آن هست پس هر گاه محض كتابت جزء سبب شياع خبر باطل و اغترار جهّال باشد و سبكى به اين معنى ابن طاهر را مورد الزام نمايد تصنيف حضرات مذكورين اجزاى مفرده در حديث طير اگر معتقد بطلان آن باشند بالاولى سبب شيوع خبر باطل و اغترار جهال خواهد بود و كرا تاب آنست كه اين منقّدين متبحّرين و محققين متمهرين را به اشاعت غير باطل و محال و تخديع و تغرير جهال و جدّ و جهد در اغوا و اضلال و كد و وكد در ارداء و ازلال منسوب نمايد و ابواب توهين و تقبيح و تهجين و تفضيح بر روى خود گشايد