السيد حامد النقوي

400

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

آنكه آن را بسند متصل از سفينه صحابى روايت نموده پنجم آنكه آن را بسند متصل از جناب امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده ششم آنكه مروى بودن اين حديث شريف بوجه آخر كه مراد از ان حديث شورىست ثابت كرده هفتم آنكه گفته من آن را در فصل رد شمس مذكور نموده‌ام هشتم آنكه حديث شورى را كه مشتمل بر حديث طيرست در فصل رد شمس وارد نموده نهم آنكه گفته حديث طير را ترمذى در جامع خود كه يكى از صحاح سته است اخراج نموده دهم آنكه براى سدّى كه راوى حديث طيرست و در سند ترمذى واقع شده ثابت كرده كه ترمذى تصحيح سماع او از انس كرده و احمد بن حنبل و سفيان ثورى و شعبه و عبد الرحمن بن مهدى و يحيى بن سعيد قطان توثيقش كرده‌اند يازدهم آنكه ذكر نمودن ابن نجيح بزار اين حديث شريف را در منتقى ثابت نموده دوازدهم آنكه روايت نمودن محاملى در امالى خويش حديث طير را از طريق سفينه محقق فرموده سيزدهم آنكه صراحة از حاكم نقل كرده كه اخراج بخارى و مسلم حديث طير را در صحيحين خود لازمست كه رجال آن ثقات هستند چهاردهم آنكه گفته حديث انس را حاكم از هشتاد و شش تابعى اخراج كرده كه همه‌شان از انس روايت كرده‌اند پانزدهم آنكه گفته حديث طير را عبد اللَّه بن عباس از جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلم روايت كرده‌اند شانزدهم آنكه گفته ابو سعيد خدرى اين حديث را از ان جناب روايت كرده هفدهم آنكه گفته يعلى بن مره ثقفى اين حديث را از ان حضرت روايت نموده هيجدهم آنكه عود اعلى بدر افاده فرموده كه اين حديث را عددى كثير از كبار تابعين روايت نموده كه ثقت و عدالت شان متفق عليه و حديث شان در صحاح مخرج و در هيچ يكى ازيشان شك و ريب نيست نوزدهم آنكه بكمال صراحت ارغاما للجاحدين فرموده كه اين حديث مشهورست بستم آنكه قلعا لاساس المعاندين تصريح صريح نموده به آنكه اين حديث به صحت مذكورست و لعمرى ان الحافظ الكنجى قد بالغ فى الافاده ، و بلغ النهاية فى الاحسان و الاجاده ، و اصاب من التحقيق و الاثبات مراده ، و اورى من التدقيق و الامعان زناده ، و رفع من الصدق و الحق عماده و اتى بما هو لكمال تجره و نقده اصدق شهادة وجه پنجاه و هشتم آنكه محب الدين احمد بن عبد اللَّه الطبرى المكى حديث طير را بطرق متعدده ثابت كرده چنانچه در رياض نضره فى فضائل العشرة كه در اول آن گفته اما بعد فان اللَّه عز و جل قد اختار لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم اصحابا فجعلهم خير الانام و اصطفى من اصحابه رضى اللَّه تعالى عنهم جملة العشرة الكرام فرضيهم لعشرته و موالاته و فضّلهم بالانضمام إليه مدة حياته و انعم عليهم بما اولاهم من اصناف موجبات كريم كرمه و اسعدهم بما سلف لهم فى سابق قديم قدمه و اشقى قوما بارتكاب اهويتهم فى الخوض من امرهم فيما لا يعنيهم و اجترائهم على الاقدام على التنقّص بهم و وصفهم بما ليس فيهم الى ان قال فما للجاهل الغبى و لهم و قد اخبر رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم انه سيغفر لهم و ما للمتعامى و تاويل ما ورد