السيد حامد النقوي

107

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

كه هر گاه كسى از علماىشان حديثى درشان خلفاى عالى نزاد روايت مىكند هر چند سندى براى آن پيدا نه شود و هر چند سند آن مقدوح و مجروح باشد و هر چند دواعى وضع و افتعال و قرائن جعل و انتحال آن ظاهر باشد و هر چند محقّقين و منقّدين ايشان تصريح به وضع آن كرده باشند بالراس و العين تسليم مىكنند لكنّ هر گاه اهل حق خبرى از اخبار نبويه در معرض اثبات امامت وصى خير البريّه عليه و آله آلاف السلام و التحيّة مىآرند رگ عصبيّت اين جماعت جوش مىزند و مبتلاى كمال پيچ و تاب و نهايت حرقت و التهاب گرديده لب بابطال و طعن آن مىكشانيد و اصلا التفاتى به تصريحات و افادات ائمه خويش در باب صحت آن حديث نمىنمايند درين مقام به خدمت مخاطب قمقام بكمال ادب عرض مىشود كه هر گاه سامى مثل حديث اقتدار را كه حال سقم و سقوط آن از درجهء اعتبار در ما بعد بحول اللَّه تعالى مبين خواهد شد از جمله اخبار صحاح مىشمارند و هرگز مقدوحيت و مجروحيت و موضوعيت آن را به خيال مبارك نمىآرند اگر اهل حق كرام بحديث طير كه مثل علماى مذكورين نص بر صحت آن كرده‌اند احتجاج و استدلال مىنمايند چرا مقبول خاطر آن معدن المفاخر نمىافتد و چرا با اين نصوص صريحه متينه و وجوه محكمه زينه صحتش قدح و جرح آن منظور نظر دقت اثرست همانا باعث اعظم و سبب كلى اين مطلب آنست كه محبت شيوخ و الا تبار و ولاى آن حضرات جليلة الاخطار چنان هوش از سر ربوده است كه ابدا توجهى به حق و صدق نمىفرمايند و وقتا من الاوقات از استعمال عصبيت و عناد و محايدت و لداد باز نمىآيند و على الجملة فمن كذب حديث الطير بعد ذلك فهو اخطأ من الفراش المتهالك ، سألك من التيه اوعر المسالك ، و موقع نفسه فى ادهى المهالك ، و اللَّه هو الولى المالك ، المتفضّل المنجى من الظلم الحوالك ، فائدة تاسعه ، دلائل پنچگانه تسلم و تواتر حديث طير از قول أعلام أهل تسنن فائدة تاسعه در كمال استفاضه و شياع و اشتهار و تواتر اين خبر جليل الفخار حسب افادات علماى كبار و اساطين و الا تبار و آن به چند وجه است اول آنكه ابن حجر مكى در صواعق بعد ذكر حديث موضوع مروا ابا بكر فليصلّ بالناس گفته و اعلم ان هذا الحديث متواتر فانه ورد من حديث عائشة و ابن مسعود و ابن عباس و ابن عمر و عبد اللَّه بن زمعة و أبى سعيد و على ابن أبى طالب و حفصة ازين عبارت ظاهرست كه ابن حجر ادعاى تواتر حديث امامت أبى بكر در صلاة مىنمايد بزعم آنكه هشت كس از صحابه آن را روايت كرده‌اند و چون حديث طير را علاوه بر جناب امير المؤمنين عليه السلام هشت كس از صحابه روايت كرده‌اند كما دريت آنفا پس تواتر آن حسب افادهء ابن حجر باولويّت ظاهره ثابت و متحقق باشد بلكه چون سواى صحابه مذكورين عثمان و عبد الرحمن و طلحه و زبير در واقعهء شورى به تسليم اين حديث پرداخته‌اند اولويّت تواترش به حد كمال رسد دوم آنكه ابو محمد بن خرم در محلّى در مسئلهء عدم جواز بيع ماء بعد نقل