السيد حامد النقوي

71

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بر حال متعصّبين و متعسفين و متعنتين و متصلفين و اسحاق هروى سبط ميرزا مخدوم شريفى بعد جزم به اينكه اين حديث خبر واحد است در مقابله اجماع حتما حكم بعدم اعتبار آن مىنمايد و سلب اعتبار و اعتماد از خود مىفرمايد چنانچه در سهام ثاقبه بجواب حديث منزلت گفته قلنا التواتر ممنوع و انما هو خبر واحد فى مقابلة الاجماع فلا يعتبر و حسام الدّين كه مقتداى مخاطب رزين است كه انتحال بعض خرافات او هم در جواب مطاعن و غير آن نموده نيز كمال حيا و دين را نصب العين ساخته بمنع صحّت اين حديث شريف پرداخته چنانچه در مرافض مرفوضه گفته و با قطع نظر ازين خبر مذكور ممنوع الصّحّة است چنانچه آمدى بدان تصريح نمود و بر تقدير تسليم صحت چنان كه مختار ديگر محدّثين است خبر آحادست نه متواتر پس شايان احتجاج بر خلافت نبود پاسخ مصنف بزرگوار از قدح در حديث منزلت و نقل اعترافات علماى سنيه به صحت احاديث صحيحين پس براى خدا اندكى بمحاسبه نفسانى بايد پرداخت و لختى حال مزيد انصاف اين حضرات بايد دريافت كه هر گاه اين حضرات را بمقابله اهل حقّ از ردّ چنين حديث شريف كه بالاجماع صحيحست و در درجه اعلاى صحّت و امريرا كه قادح ثبوت حديث غدير پنداشته بودند نيز در آن منتفى است كه شيخين روايت آن كرده‌اند و باسانيد صحيحه معتبره از صحابه عظام مروى و علماى قوم بتواترش مصرّح و معترف باكى ندارند و بمحض غرض ابطال امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام و رد استدلال اهل حقّ از جرح چنين حديث صحيح حسابى بر نمىدارند حالا عاقل متدين را كى در مزيد نصفت ايشان ريبى دامنگير خواهد شد و متحيّرم كه هر گاه چنين حديث شريف را قدح نمودند و راه چنين مكابره غريبه پيمودند باز ايشان در اثبات فضايل شيوخ ثلاثه و احزابهم و اترابهم و اثبات ديگر اعمال و عقايد خود بكدام دليل و حجّت