السيد حامد النقوي

71

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

تا قبح از مستنبئ جل ذكره مرتفع گردد ، همچنان استخلاف شخصى بر امت دلالت مىكند بر افضليت وى بر امت ، و از آن جهت كه عامل ساختن شخص مفضول خيانت است . عن ابن عباس قال : قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم : « من استعمل رجلا من عصابة و في تلك العصابة من هو ارضى للّه عنه ، فقد خان اللَّه و خان رسوله و خان المؤمنين » . و عن أبي بكر الصديق قال : قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم : « من ولى من أمر المسلمين شيئا فأمر عليهم أحدا محاباة ، فعليه لعنة اللَّه و لا يقبل اللَّه منه صرفا و لا عدلا حتى يدخله جهنم » ، اخرجهما الحاكم . از اينجا مىتوان دانست كه حال خلافت كبرى چه خواهد بود ، آرى نزديك تزاحم امور و اختلاط خير و شر ، و عدم انتظام أمر على ما هو حقه مىتوان راه ترخص پيش گرفت ، و از آن جهت كه در وقت مشاورت صحابه مدار استخلاف افضليت را نهادند و لفظ أحق بهذا الامر گفتند ، و جمعى كه مناقشه داشتند در استخلاف صديق اكبر ، چون خطاء رأى خود بر ايشان ظاهر شد ، قائل شدند بأفضليت او ، و اين مبتنى است بر آنكه استخلاف بأفضليت مساوق بود ] - الخ . « دلالت قصهء حارث بر امامت آن حضرت از راه ديگر » و نيز اين همه تنغص و كراهت حارث بن نعمان از قبول مولائيت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام كه اختيار هلاك خود نموده ، و تن با قرار و اعتراف آن نداده ، و كمال لداد و عدوان و عناد و شنآن ، و نهايت ابا و استنكاف و غايت استخفاف و اعتساف آغاز نهاده ، دليل واضح است بر آنكه در