السيد حامد النقوي
586
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و هر چند اين كلام هم مبطل تأويلات و افادات شاهصاحب كه كمال جد و جهد و كوشش و كشش در تلفيق آن به كار بردهاند ، و هم مبطل تسويلات ديگر اسلاف سنيه است ، كه در صورت ثبوت امامت معنوى هم اساس اين همه تمحلات و تعسفات به آب مىرسد ، لكن للّه الحمد و المنة كه فقير بسان سفيدهء صبح بطلان اين تأويل عليل و تحريف صريح بوجوه عديده ثابت مىسازم : اول : آنكه اين تأويل عليل بمدارج بسيار اوهن و اسخف و اشنع و اقبح از تأويلات منكرين نبوت است . براى بشارات داله بر نبوت جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله كه اهل اسلام بمساعي جميله استخراج و استنباط آن از كتب سابقه كردهاند ، و جاحدين و منكرين بمزيد اعتساف و انحراف از انصاف بانواع تأويلات ركيكه و توجيهات سخيفه منع دلالت آن بر نبوت آن حضرت مىكنند ، كه بعد موازنهء اين تأويل با آن تأويلات قطعا و يقينا ظاهر مىشود كه اين تأويل اضعف و اشنع و افظع از آنست . پس اگر اين تأويل ركيك لائق اصغا باشد ، جميع دلائل الزاميهء نبوت آن حضرت مخدوش ، و كل بشارات مستخرجه از كتب مغشوش گردد و بسيارى از حجج اهل اسلام ساقط و موهون و بوصمت اختلال مقرون گردد . و ظاهر است كه اهل كتاب هم اولا منع دلالت ثبوت جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم از كتب سابقه مىنمايند ، و بر تقدير تسليم نبوت را از نبوت مصطلحه برميگردانند ، و بر محض ارتفاع و بلندى مرتبه حسب دنيا حمل مىكنند ، پس حمل امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام بر امامت تصوف ، مثل حمل منكرين اسلام نبوت جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله