السيد حامد النقوي
542
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و قيظ جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله مجمع عظيم صحابه را متوقف ساخته ، منبرى از كجاوهها ساخته ، بالاى آن رفته و جناب أمير المؤمنين عليه السّلام را طلب فرموده ، بدست مبارك معمم ساخته و آن جناب را بالا برداشته ، بيان محبت و مودت آن جناب با وصف بيان قرب وفات خود فرمايد ، كه در آن عبث صريح لازم مىآيد ، بنابر ترك امر بمودت و محبت خلفاء ثلاثه ، كه محبت و مودت ايشان ( العياذ باللّه ) نزد سنيه أولى و الزم و آكد از مودت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام بوده ، و خلافتشان بعد خود بنابر خرافات جمعى از متعصبين سنيه دريافته . پس مودت متقدمين را خصوصا أبى بكر را كه بىفاصله قائم مقام آن جناب شدنى است ترك كرد ، و جناب امير المؤمنين عليه السّلام را با خود برداشته ، و ثلاثه را بحضيض عدم التفات انداخته ايجاب مودت آن حضرت به اين اهتمام كردن در عقل هيچ عاقلى نمىآيد ، خصوصا به لحاظ اين معنى كه ثلاثهء أفاضل هم در اين حكم عام داخل و زير منبر حاضر . پس برداشتن جناب امير المؤمنين عليه السّلام با خود ، و بيان ايجاب مودت آن جناب بر ثلاثه و ديگران به اين اهتمام ، دليل صريح بر افضليت جناب امير المؤمنين بر ايشان خواهد شد ، و مكابره و عناد را علاجى نيست ، گاهى كسى از آحاد ناس عقلا چنين معامله با كسى كه ادنى مفضوليت داشته باشد به نسبت افاضل نمىكند ، چه جا سرور كائنات عليه و آله آلاف التحيات چنين معامله تفضيل و ترجيح با كسى كه به سه مرتبه مفضول باشد ، بغايت مفضوليت بفرمايد . قوله : [ اگر شخصى بجميع انبياء اللَّه و رسل ايمان آرد و بالخصوص نام محمد رسول اللَّه نگيرد اسلام او معتبر نيست . اينجا دوستى حضرت