السيد حامد النقوي

531

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و چنانچه شاهصاحب در اين مقام از تفاسير مشاهير و تحقيقات مفسرين نحارير خبرى برنداشتند ، همچنان از كتب شائعهء حديث و افادات جهابذهء محققين سنيه مثل عراقى ، و عينى ، و قسطلانى ، و مناوى ، و عزيزى كه شراح حديثند ، با وصف حصول ادعاى ملكه معتد بها در فهم معانى أحاديث و ادراك دقائق أسانيد ( كما في رسالته الصغيرة الفارسية في أصول الحديث ) بهره نيافتند ، و الا بچنين حرف ياوه و مهمل تفوه نمى ساختند . پس جاى آن است كه گريبانها دستخوش چاك شود كه شاهصاحب چنين معناى صحيح را انكار و ابطال فرمودند ، و ارشاد نمودند كه ابن معنى أصلا در اينجا مناسبت ندارد ، و أصلا در اين مقصود دخلى ندارد ، و در حقيقت به اين افادهء غريبه بصراحت تمام تسفيه علماى أعلام ، بلكه ايراد و اعتراض بر سرور انام صلى اللَّه عليه و آله الكرام نمودند ، فأعوذ باللّه من شرور النفس و غفلاتها و حصائد اللسان و هفواتها . قوله : [ پس سوق اين كلام براى نفى نسبت متبنى به متبني است ، و بيان آنست كه زيد بن حارثه را زيد بن محمد نبايد گفت ، زيرا كه نسبت پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم بجميع مسلمان نسبت پدر شفيق ، بلكه زياده بر آنست ، و زنان پيغمبر همهء مادران أهل اسلام‌اند ، و أهل قرابت در نسبت أحق و أولى مىباشند از غير ايشان ، اگر چه شفقت و تعظيم ديگران زياده‌تر باشد . پس مدار نسبت بر قرابت است كه در متبني و متبنى مفقود است ، نه بر شفقت ، و تعظيم همين است . كتاب اللَّه يعنى حكم خدا ، و معنى اولى به تصرف در اين مقصود اصلا دخلى ندارد . پس در اينجا هم مراد همان