السيد حامد النقوي

528

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و حسن انتظام آن را دريابد ، كه معنايى را كه أهل حق ذكر كرده‌اند ، و دلائل و براهين آن وارد نموده ، باطل محض مىگردانند ، و خود مدعى افادهء فقرهء « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » ايجاب دوستى را مىشوند ، و أصلا بيان نمىكنند كه « مولى » بمعنى محب است يا محبوب . اگر بمعنى محب است پس افادهء ايجاب دوستى جناب أمير المؤمنين عليه السّلام چطور ثابت مىشود ؟ و اگر بمعنى محبوب است پس مجىء « مولى » بمعنى محبوب از كجا ثابت گرديده ؟ و آنفا شنيدى كه جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله در حديثى كه سيد على همدانى در « مودة القربى » آورده ، ارشاد فرموده : [ « أ لست أولى بكم من أنفسكم » آمركم و انهاكم ، ليس لكم علي أمر و لا نهي ] . و اين صريح است در آنكه مراد از اولويت آن حضرت بمؤمنين از نفسهايشان اولويت به تصرف است ، زيرا كه آمر و ناهى بودن آن جناب براى مؤمنين عين اولويت به تصرف است ، پس بحيرتم كه الحال اولياى حضرت مخاطب با كمال چه حيله خواهند انگيخت ؟ ! آيا بعد سماع ارشاد نبوى هم اصرار بر انكار خواهند كرد ؟ و پناه به خدا ، خواهند گفت كه : آن جناب اين كلام را ، با وصف آنكه از آيت قرآنى اخذ كرده ، بر معناى مراد حمل نكرده ، و بر محملى كه أصلا مناسبت ندارد فرود آورده ؟ يا آنكه ناچار اقرار به حق مىكنند و رو به راه صواب مىآرند ؟ قوله : [ و اين لفظ پيغمبر كه : « أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ » مأخوذ از آيت قرآنى است و از همين راه او را از مسلمات أهل اسلام