السيد حامد النقوي

524

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

شد ، پس امامت آن حضرت بالبداهة محقق خواهد شد . قوله : [ بلكه در اينجا هم مراد همين است كه « أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم في المحبة » ] [ 1 ] . أقول : حيرانم كه شاهصاحب بر ارادهء اين قيد كدام دليل دارند ؟ آيا تخصيص مطلق را بقيدى خاص به مجرد تشهى نفس جائز مىپندارد ، و از تفسير بالرأى كه منهى عنه است مطلقا ، چه جا كه با وصف ظهور عدم اتجاه آن باكى بر نمىدارند ، بالجمله تقييد « أولى » بقيد خاص محبت بر خلاف تصريحات محققين مفسرين لائق قبول و اصغا نيست . قوله : [ بلكه « أولى » در اينجا مشتق از ولايت است كه بمعنى محبت است ، يعنى : أ لست أحب الى المؤمنين من أنفسهم ] [ 2 ] . أقول : اين سرعت ذهول و شدت غفول مخاطب مخدوم الفحول موجب استعجاب ارباب عقول است ، كه آنفا در تخطئة مجىء « مولى » بمعنى « أولى » بر فتراك اهل عربيت بربسته كه ايشان گفته‌اند كه : [ اگر اين قول صحيح باشد ، لازم آيد كه بجاى فلان اولى منك ، مولى منك گويند و هو باطل منكر بالاجماع ] - انتهى . پس در اين قول اتحاد طريقهء استعمال مترادفين را لازم گردانيده ، حال آنكه پر ظاهر است كه بنابر اين اگر « اولى » بمعنى أحب باشد ، لازم مىآيد كه چنانچه « أحب إليكم » استعمال مىكنند ، همچنين استعمال « اولى إليكم » جائز باشد ، و هو باطل منكر و لنعم ما افيد في البوارق . اما حمل آن بر « أحب » با وجود آنكه غير متبادر و غير مناسب بمقام ست

--> [ 1 ] تحفهء اثنا عشريه : 331 . [ 2 ] تحفهء اثنا عشريه : 331 .