السيد حامد النقوي

473

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

كرده‌اند لازم آيد ، پس ناچار بجواب خواهند گفت كه : « قرينهء كلام دليل قطعى است بر آنكه تأويل « أمر » به أمر نصرت و محبت باطل است ، لهذا حمل آن بر خلافت واجب باشد » و همچنين ما هم در حديث غدير مىگوئيم كه قرينهء كلام و مقام دلالت قطعيه دارد بر آنكه مراد از ولايت « امارت » است نه نصرت و محبت . پس بعنايت لم يزلى بكمال وضوح ظاهر شد كه كلام منسوب به حسن مثنى در حقيقت تأييد عظيم براى اهل حقّ است و احتجاج به آن مشتمل بر غفلت يا تغافل صريح است . و ثانيا از اين كلام ثابت مىشود كه قيد « من بعدي » نص صريح است در اتصال ، و احتمال انفصال را بر نمىتابد ، و الا ظاهر است كه كلمهء « يا ايها الناس ، ان عليا والى أمركم من بعدي » مفيد خلافت بىفاصلهء جناب أمير المؤمنين عليه السّلام ، كه همين است مبحوث عنها ، در اين مقام نخواهد شد . پس ثابت و متحقق شد كه كلمهء « من بعدى » در بيان خلافت نص بر اتصال است ، پس حمل حضرات سنيه حديث « علي وليكم بعدى » و امثال آن را بر انفصال صريح البطلان و الاختلال است وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ . و ثالثا : هر گاه كلمهء « يا أيها الناس ، ان عليا والى أمركم من بعدي و القائم عليكم في الناس بأمري » نص صريح خلافت بىفاصلهء آن حضرت باشد ، و افادهء مطلوب از آن بتوضيح و تصريح كما ينبغي حاصل گردد ، و تأويل و توجيه و خلاف مقصود را در آن مدخلى نباشد . پس ديگر نصوص امامت و خلافت جناب أمير المؤمنين عليه السّلام كه در آن لفظ « امامت » يا « خلافت » وارد است ، و ستسمع منها فيما بعد انشاء اللَّه