السيد حامد النقوي
420
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نمىتواند شد ، چه بسا است كه مخالفين امام بر حق در تصرف او باشند حسب نفاذ احكام ، ليكن معتقد حقيت او نباشند و ابطان خلاف و شقاق كرده باشند ، يا تظاهر بعدم اعتقاد امامت امام بر حق كنند ، و چاره از اينكه در تصرف او باشند ندارند ، بسبب غلبه و استيلاى امام بر حق ، مثل كفار اهل ذمه كه در تصرف نبي يا امام باشند ، ليكن معتقد حقيت نبي و امام نيستند . پس مجرد ثبوت اينكه فلانى در تصرف امام بر حق است ، مستلزم آن نيست كه در حق او دعا بدوستى كرده شود ، پس توقع ذكر « تصرف » در اينجا بىمصرف است . آرى « موالات » بلا شبهه مستلزم اطاعت امام و اعتقاد به حقيت او است ، و « معادات » مستلزم عدم آن ، پس ذكر موالات و معادات در دعا كمال مناسب با ارادهء متصرف في الامر و أولى به تصرف دارد . قوله : [ دوستى و دشمنى او را ذكر كردن ، دليل صريح است بر آنكه مقصود ايجاب دوستى او و تحذير از دشمنى او است ، نه تصرف و عدم تصرف [ 1 ] ] . أقول : ذكر دوستى و دشمنى را دليل صريح بر نفى معناى امامت گردانيدن ، دليل صريح بر دوستى اعتساف و دشمنى انصاف است ، چه از أحاديث عديده كه بعض آن سابقا منقول شد ، واضح است كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله و سلم در تبليغ حكم مولائيت جناب أمير المؤمنين عليه السلام ، از عداوت مردم خائف و تنگدل بوده ، چنانچه در روايت
--> [ 1 ] تحفهء اثنا عشرية : 330 .