السيد حامد النقوي
415
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مختل النظام بمقابلهء اهل حقّ ذكر نموده ! و آنچه فاضل رشيد افاده نموده كه صاحب « صواعق » محبوب را از جمله معانى حقيقيهء « مولى » گفته ، پس آن هم محل استعجاب است ، زيرا كه كابلى با وصف اين ادعا حديث را بر محب حمل كرده كما سمعت آنفا . اما آنچه فرموده كه بعض دگر الخ پس دانستى كه افادهء ابن اثير از غرائب افادات است ، و نقل فاضل رشيد از آن هم أغرب . ظاهرا ابن اثير ، و رشيد نحرير معناى لفظ « اكثر » و لحاظ اضافت آن بأسماء مذكوره ، و تعداد اسماى مذكوره در ذهن عالى نداشته ، بلا تدبر ، دفعا ، لافادات أهل الحق و توهينا لها ، كه افادهء دلالت « مولى » در اين حديث بر معناى اولى بالتصرف يا متصرف في الامر و مثل آن مىكنند ، چنين افاده فرمودهاند كه حمل اين حديث بر اكثر اسماء مذكوره جائز است . و آنچه فاضل رشيد ، افاده فرموده كه صاحب « تحفه » نيز « مولى » را در اين حديث بلفظ « دوست » ترجمه كرده ، پس مدفوعست با آنكه شاهصاحب بسبب غايت ذكا بر بيان حاصل معنى اكتفا كرده ، گفتهاند : [ پس هر كه مرا دوست دارد ، على را دوست دارد ] [ 1 ] انتهى . و ظاهر است كه اين ترجمهء لفظى فقرهء « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » نيست تا ادعا كرده شود كه شاهصاحب در آن « مولى » را بدوست ترجمه كردهاند ، بلكه اين بيان حاصل معنى است ، و از آن هرگز ثابت نمىشود كه در آن « مولى » را بر محبوب حمل كردهاند يا بر محب حمل نموده ، و استفادهء أمر بمحبت بسبب حذف و تقديرى كه محب طبرى
--> [ 1 ] تحفه اثنا عشرية : 331