السيد حامد النقوي

398

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

مىگويند ، و آن حضرت را رسول اين امت ، و در بسيارى از امور دنيويه هم تصرف آن حضرت جارى است ، و در مقامات اخرويه هم ولايت او ثابت ، همچنين امام را هم در دنيا و آخرت مثل اين رياست به نسبت مبعوث إليهم ثابت است . پس هر گاه حديث غدير دليل ثبوت رياست مثل رياست جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و سلم و دليل جريان تصرف آن حضرت در بسيارى امور دنيويه امت باشد ، اين عين دلالت بر امامت و خلافت است و للّه الحمد على ذلك . پس جميع تسويلات و تقريرات غرابت آيات مخاطب رفيع الصفات كه بغرض ابطال دلالت حديث غدير بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام تفوه به آن نموده ، حسب افاده متينه برادرزاده‌شان « هَباءً مَنْثُوراً » گرديد . و نيز از اين عبارت ظاهر است كه آيه كريمه النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ [ 1 ] مثبت تصرف جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله در بسيارى از امور امت است ، پس انكار شاهصاحب و مبالغه و اغراقشان در ابطال اين دلالت هم حسب افاده برادرزاده‌شان باطل ، و از حليه صحت عاطل گرديد ، و كمال شناعت و فظاعت آن بمنصه ظهور رسيد : و نيز از اين عبارت ظاهر است كه مراد از آيه كريمه وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ [ 2 ] حسب ارشاد جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله آن است كه اينها سؤال كرده خواهند شد از ولايت جناب امير المؤمنين عليه السّلام ، و مراد از ولايت آن حضرت كه « مسئول عنها » است ولايت تصرف است .

--> [ 1 ] الاحزاب : 6 [ 2 ] الصافات : 24