السيد حامد النقوي

322

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

الغر المحجلين است » . و ظاهر است ( و لا كظهور النار على العلم ) كه هر يكى از اين اوصاف جليلة الشأن و مناقب باهرة البرهان براى اثبات امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام كافى است ، خصوصا وصف دوم كه از آن امامت آن حضرت بنص صريح واضح است ، و علاوه بر اين ، از اين خطبهء شريفه امامت سائر اهلبيت معصومين عليهم السّلام بوجوه عديده ظاهر است : اول : آنكه صحابه را بعد خود مأمور به سمع و طاعت اهلبيت عليهم السّلام نموده ، و ظاهر است كه مأمور بالاطاعة با وجود مقتداى واجب الاطاعات امام نمىتواند شد ، و نيز كسى را مأمور به اطاعت كسى ساختن دليل صريح بر تفضيل و ترجيح مطاع بر مطيع است ، و با وجود افضل خلافت مفضول غير صحيح ، و تفضيل مفضول قطعا قبيح ، و نيز امر به اطاعت على الاطلاق دليل عصمت مطاع است . دوم : آنكه وصف عترت خود به « سابقين » دليل تفضيل ايشان است . سوم : آنكه بيان فرموده كه عترت آن جناب بازميدارند صحابه را از « غى » ، و دعوت مىكنند ايشان را به « خير » . و آن دليل صريح است بر آنكه اهلبيت عليهم السّلام « آمر بالمعروف و ناهى عن المنكر » براى صحابه بودند ، پس اگر با وصف ايشان بعض صحابه خليفه شوند ، عكس موضوع و قلب مشروع لازم آيد . چهارم : آنكه از آن ظاهر است كه اهلبيت آن حضرت « احيا » مىكنند در صحابه كتاب و سنت را ، و بازميدارند ايشان را از الحاد و بدعت ، و قمع مىكنند به حق اهل باطل را . پس افضليت اهلبيت عليهم السّلام و مقتدايى و مطاع بودن ايشان براى صحابه ، كالنور على شاهق الطور ، بوضوح