السيد حامد النقوي

309

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

[ در نسخه‌هاى معتبره در ميان اين مقدمه اختلاف است ، از بعض كتب معتمده چنان ظاهر مىشود كه على مرتضى را ابتداء براى قراءت و ايذان فرموده فرستاده بودند ، نه آنكه بعد از ارسال ابو بكر صديق آن پيشواى أهل تحقيق را رخصت داد ، چنانچه در « بيضاوى » ، و « مدارك » ، و « زاهدى » ، و « تفسير نظام نيشاپورى » ، و « جذب القلوب » و بعض شروح « مشكاة » گفته : كه چون سورهء براءت فرود آمد ، پيغمبر خدا على مرتضى را بر ناقهء عضباء سوار كرده ، به مكه فرستادند تا آنجا رفته ، سورهء مذكوره بر اهل موسوم بخواند ، و آن جماعت را از احكام آن آگاه گرداند . پيش از ارسال على عالى خصال ابو بكر صديق را امير حاج ساخته ، رخصت كرده بودند بعضى از سعادت‌اندوزان حضور وقت فرستادن على سرور التماس نمودند كه يا رسول اللَّه اگر اين سوره را نزد أبى بكر ارسال دارى ، هر آيينه وى اين حديث را نيز سرانجام دهد ، فرمودند « لا يؤدى عني الا أنا و رجل مني » . و چون حيدر از قطع مسافت نزديك بصديق اكبر رسيد ، و آواز ناقهء رسول خدا مسموع آن قدوة الاولياء گرديد ، تا رسيدن على مرتضى توقف نمود ، بعد از آن از شير خدا استفسار فرمود كه اميرى يا مأمور ؟ يعنى تو اميرى و من از امارت معزول شدم ، يا تو تابع و مأمورى و من امير ؟ على مرتضى گفت : « مأمورم » . پس ابو بكر پيش از ترويه خطبه خواند و مناسك حج بيان نمود ، و على مرتضى روز نحر بنزد جمرة العقبه برخاست ، و گفت : « يا ايها الناس ، رسول رسول خداييم بسوى شما » پرسيدند : بچه حكم ؟ ، پس