السيد حامد النقوي

262

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

فذلك المطلوب ، و اگر بالفرض دليل امامت نيست ، و بر محض وجوب محبت دلالت دارد ، پس قول حضرت فاطمه : « أ نسيتم » كه مفيد ترك عمل بر مقتضاى اين حديث است ، دلالت خواهد كرد بر آنكه صحابه ، بعد جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله ترك محبت جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله نمودند . و ظاهر است كه ترك صحابه محبت جناب امير المؤمنين عليه السّلام را در حيات حضرت فاطمه عليها السّلام بعد جناب رسالت‌مآب صلى اللَّه عليه و آله متصور نمىشود مگر بر تقديرى كه امامت و خلافت حق جناب امير المؤمنين عليه السّلام باشد ، و صحابه بسبب صرف امامت از آن جناب ، تارك محبت و مودت آن جناب باشند . چه پر ظاهر است كه اگر امامت حق جناب امير المؤمنين عليه السّلام نباشد ، و استخلاف أبى بكر ، كه از صحابه واقع شده ، عين حق و صواب باشد چنانچه مزعوم سنيه است ، بنابر اين هرگز ترك مودت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از صحابه در اين وقت واقع نشده ، پس اين روايت بهر تقدير مثبت امامت و خلافت جناب امير المؤمنين عليه السّلام است ، خواه ( مولى ) را در حديث غدير مثبت امامت دانند و خواه آن را بر ايجاب محبت حمل كنند . دليل هفدهم از ادلهء دلالت حديث غدير بر امامت دليل هفدهم : آنكه ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب النّسائي در « خصائص » گفته :