السيد حامد النقوي

232

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

آنكه مراد از ( مولى ) در قول آن حضرت : من كنت مولاه فعلي مولاه » همان است كه مراد است از فقرهء « أ لستم تعلمون اني أولى بالمؤمنين » و للّه الحمد على ذلك . پنجم : آنكه حسام الدين سهارنبورى در كتاب « مرافض » گفته : و نيز چنانچه صدر حديث قرينه‌اى است كه تقاضاى اراده معنى ( أولى ) مىكند ، همچنين آخر آن قرينه‌اى است كه اقتضاى معنى ناصر و محبوب مىنمايد ، پس هر دو قرينه با هم متعارض شدند و إذا تعارضا بعدم مرجح تساقطا ، پس مشترك گويا بىقرينه ماند ، و تعيين احد المعانى مشترك ، خصوصا معنى كه محل نزاع بود ، بدون قرينه تحكم است ، نيز عند التعارض اقوى از متعارضين معتبر است ، در اينجا قرينهء ناصر و محبوب اقوى است ، زيرا كه حث و ترغيب بر محبت اهل بيت كه در اين خطبه ايراد يافته ، و سبب اين خطبه كه سابق مرقوم شده ، قرينهء اين معنى را ترجيح مىدهد ] - الخ . از اين عبارت بنهايت صراحت ظاهر است كه صدر حديث غدير ، يعنى قول آن حضرت : « أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم » قرينه‌اى است كه تقاضاى ارادهء معنى ( أولى ) مىكند ، فالحمد للّه على ثبوت المطلوب الظاهر على لسان مثل هذا المجادل المكابر . اما زعم او كه آخر حديث قرينه‌اى است كه اقتضاى معناى ناصر و محبوب مىكند ، پس مدفوع است به آنكه آخر حديث جملهء انشائيه است و « من كنت مولاه فعلي مولاه » جملهء خبريه ، و نيز در آخر حديث خطاب مع الحق و در « من كنت مولاه » خطاب مع الخلق . و اما صدر حديث : پس آن هم جملهء خبريه است و هم خطاب مع الخلق