السيد حامد النقوي
153
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
هر كه از رسول صلى اللَّه عليه و سلم شنيده است كه گفت : « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » ، گواهى دهد ، دوازده از انصار حاضر بودند ، گواهى دادند ، يكى ديگر كه آن را از رسول صلى اللَّه عليه و سلم شنيده بود حاضر بود ، اما گواهى نداد ، حضرت امير كرم اللَّه وجهه فرمود كه : « أي فلان تو چرا گواهى ندادى ، با آنكه تو هم شنيدهاى » گفت : من پير شدهام و فراموش كردهام ، امير دعا كرد كه خداوندا اگر اين شخص دروغ مىگويد ، سپيدى بر بشرهء او ظاهر گردان . راوى گويد : و اللَّه من آن شخص را ديدم كه سپيدى در ميان دو چشم او پيدا آمده بود ] . بر متدرب منصف مخفى نخواهد ماند كه كتمان چند كس از اصحاب كبار ، كه حسب افادات اساطين سنيه ، نهايت جليل الشأن ، و عظيم المرتبه ، و رفيع القدر و جميل الفخر بودند ، و بمدارج عاليه ، و معارج قاصيهء كمال فضل و ورع و تقوى و علم و شرف و اختصاص و قرب فائز ، شهادت حديث غدير را ، و بد دعا نمودن جناب امير المؤمنين عليه السّلام ايشان را ، و مقبول شدن آن ببارگاه الهى ، و ظهور اثرش ، دليل واضح و برهان ساطع است بر نهايت عظمت و جلالت أمرى كه از اين حديث مراد است : و ظاهر است كه در گواهى محبيت و ناصريت ، يا محبوبيت بمعنى مزعوم سنيه ، مقام كتمان و مضايقه نبوده : علاوه بر اين ، از اين احاديث عديده اساس قضيهء ( الصحابة كلهم عدول ) منهدم شد ، چه از آن ظاهر است كه اين كسان كه كتمان شهادت كردند بلا ريب صحابه بودند ، و اين كتمان شان بلا شبهه كبيره است ، بلكه از