السيد حامد النقوي

77

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

تعالى الوارث المولى ] الخ . و فخر رازى بعد ذكر اين وجه و وجوه ديگر گفته : [ و كل هذه الوجوه حسنة محتملة ] . پس حسن اين وجه و محتمل بودن آن بنص فخر رازى ثابت شد ، و تفسير « موالى » بوراث كه در « نهاية العقول » ذكر كرده ، منافات به اين وجه ندارد كه وراث « اولى » به تصرف در متروك ، و تعرض بآيهء إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي [ 1 ] وجهى ندارد ، كه اهل حقّ احتجاج به آن بر مجىء « مولى » بمعنى « اولى » نكرده‌اند ، و همچنين تعرض ببيت حارث عبث محض است ، آرى جناب سيد مرتضى طاب ثراه در « شافى » فرموده كه غلام ثعلب [ 2 ] در شرح اين شعر در جملهء اقسام « مولى » سيد را اگر چه مالك نباشد ، ذكر كرده ، و نيز « مولى » را بولى تفسير نموده ، پس احتجاج آن جناب به اين شعر نيست ، بلكه باثبات بودن سيد و ولى از معانى « مولى » ، پس رازى جواب اصل مطلوب را ترك كرده ، تعرض ببيان مراد از « موالى » در اين بيت آغاز نهاده ، داد تخليط و تخديع داده . و اما حمل « مولى » در قول اخطل : « فأصبحت مولاها » ، و قول او : « لم تاشروا فيه إذ كنتم مواليه » ، و قول شاعر : « موالى حق يطلبون به » بر اولياء ، پس ضررى بما نحن فيه نمىرساند ، كه « ولى » هم بمعنى « اولى » است ، كما صرح به المبرد . و قرينهء « اصبحت » و « بعده » دلالت دارد بر آنكه مراد از آن « اولى

--> [ 1 ] مريم : 5 . [ 2 ] غلام ثعلب : محمد بن عبد الواحد بن أبي هاشم أبو عمر الزاهد المطرز اللغوي المتوفى ( 345 ) .