السيد حامد النقوي

48

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

الثاني كذبا . قال : و إذا كان قول هؤلاء معنى لا تفسيرا بحسب اللغة سقط الاستدلال . قلت في هذا الاسقاط بحث لا يخفى [ 1 ] ] . از اين عبارت ظاهر است كه علامهء نيسابورى ابتهاج و استبشار و نازش و افتخار صاحب « تفسير كبير » را مبدل بملال و انضجار و كلال و انزجار نموده ، سقوط و اسقاط صريح الاختباط او را مورد بحث ظاهر و كلام واضح گردانيده ، بطلان و ركاكت آن ظاهر نموده ، فللَّه دره و عليه أجره . پس هر گاه اين شبههء ركيكهء سخيفه بمثابه شنيع و فظيع و واهى و بى ثبات باشد كه علامهء نيسابورى با آن اتباع و موافقت « تفسير كبير » در جل كتاب خود ، تاب موافقت و مساعدت و موازات و همداستانى آن نيابد ، بلكه بطلان و سقوط آن واضح سازد ، چگونه عاقلى به آن گوش نهد و التفات به آن نمايد . و علاوه بر اين همه توهم اين معنى كه تفسير أئمه لغت « مولى » را به « أولى » تفسير بحسب اللغة نيست ، و نه از قبيل تحقيق ، بلكه تساهل است ، باطل است بوجوه عديده : اول آنكه ابن حجر مكى در « صواعق » كما علمت سابقا ، تصريح كرده به آنكه لفظ « مولى » مشترك است در ميان چند معنى ، مثل معتق و عتيق ، و متصرف في الامر ، و ناصر ، و محبوب ، و « مولى » حقيقت است در هر واحد از آن . و نيز ابن حجر در « صواعق » افاده نموده كه گردانيدن او متصرف

--> [ 1 ] تفسير النيسابوريّ ج 27 / 97 .