السيد حامد النقوي
228
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
- معاذ اللَّه - تكذيب آن حضرت خواهند كرد ، و آن حضرت بدرگاه الهى عرض كرد كه : « أي رب جز اين نيست كه من تنها هستم ، چگونه كنم ؟ ، اجتماع خواهند كرد بر من مردم » . و اين همه دلالت بر كمال سوء باطن و خبث سريرت أكثر صحابه ، و نهايت رداءت صحبت شان ، كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله از تبليغ رسالت حق تعالى دلتنگ شد ، و دانست كه ايشان تكذيب وحى الهى و حكم آن جناب خواهند كرد ، و بر آن جناب انبوه خواهند آورد ، و آن جناب را تنها خواهند گذاشت ، پس حق تعالى وعدهء حفظ و عصمت از شر ايشان نمود . و اگر حضرات اهل سنت مكابرة گويند كه : « اين خوف از صحابه نبود بلكه از كفار بود » . پس مردود است به اينكه كسانى را كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله اين حكم تبليغ نموده در يوم غدير ، همهشان مسلمين بودند و از صحابه معدود ، كفار در آنجا كى بودند كه بايشان تبليغ حكم فرموده باشد . و اگر گويند كه : « چون در جملهء صحابه منافقين بودند ، لهذا خوف جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله از ايشان باشد » . پس باز مطلوب ما حاصل است كه اكثر صحابه مخلصين نبودند كه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله در حيات خود هم از ايشان خائف بود ، و بعد وفات آن سرور ، دين نبوى را در هم و بر هم كردند ، و مخلصين و مؤمنين اقل قليل بودند . چه ، ظاهر است كه اگر مخلصين بسيار بودندى ، چرا آن جناب از منافقين چند كه قليل و ذليل بودند خوف مىفرمود ، و مىگفت : « انما أنا واحد ، كيف اصنع يجتمع علي الناس » ؟ پس معلوم شد كه مخلصين بمرتبه كم بودند كه آن جناب در مقابلهء غير مخلصين ، ذات مبارك