السيد حامد النقوي
214
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
نفائس عمر را در آن مكان شريف در صحبت درويشان و خدمت ايشان بسر مىبرد ، ويرا نيز در آن معامله صورت ايشان نموده بودند ، و بشارت داده كه صبيهء خود را در عقد مناكحت ايشان در آورد . و دوم بقدوم ولدين صالحين ، و تسميهء يكى بمزمل و ديگرى بمدثر ، با آنكه شاه جلال شيرازى ، و شيخ محمد حسن خيالى را ، كه در مكهء مكرمه مىبودند ، با خود به دهلى برند ، و اين هر دو عزيز را اگر چه مريد جاى ديگر بودند ، نسبت محبت و اخلاص بايشان بود ، و از ايشان بهرهء تمام و نصيب تام داشتند ، و ايشان را در علم حال و مقام تصوف و حديث و تفسير مصنفات بسيار است ، از آن جمله : « تفسير انورى » است ، كه معانى اكثر آيات قرآنى را بنعت رسول صلى اللَّه عليه و آله و ذكر وى ارجاع نمودهاند ، و بسيارى از دقائق عشق و اسرار محبت در آنجا درج كرده ] . . . الى أن قال : [ نقلست كه در ايام تحرير « تفسير انورى » از جميع لباس ايشان و از قلم و كاغذ و سياهى بوى مشك مىآمد ، و اكثر آن را در حالت استغراق نوشتهاند . و خدمت مخدومى عبد الحق در « تاريخ دهلى » هم از شيخ عبد العزيز نقل مىكند كه روزى در خدمت ايشان سبق [ 1 ] مىخواندم ، در اين اثنا متوجه مرقد شريف شاه شدند ، چون نزديك روضهء شريفهء او رسيدند ، مرا بيرون در نشانده و خود درون در آمده ، مشغول مراقبه گشتند ، دير شد كه بر نيامدند ، نظر درون انداختم ، ديدم كه صورتى جميل از قبر بر آمده است ، و ايشان تملقات غريبه و تعشقات عجيبه دارند ، از صورت
--> [ 1 ] سبق ( بفتح السين المهملة و الباء الموحدة ) : الدرس .