السيد حامد النقوي

212

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

وى به مجرد شنيدن اين كلام از پيش پير برخاست ، و رخصت زيارت مدينه در خواست ، و به راه خشكى به زيارت پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم بشتافت ، و اين سعادت را دريافته ، باز به وطن اصلى عود نمودند ، بعد از آن بتقريب بعضى سوانح روزگار انتقال نموده . در عهد دولت سلطان اسكندر لودهى بدهلى آمد ، سلطان سكندر را به وى اعتقاد عظيم پيدا شد ، و آنچه از شرائط تبجيل و تعظيم بود رعايت نمود ، او را با شاه عبد اللَّه نسبت محبت و نياز و طلب و استرشاد چندان بود كه آنچه مىگويند : فناء الشيخ مىباشد ، اين چنين خواهد بود ، نسبت صحبت او با وى بطريق تشبيه مناسب حكايت مولاناى [ 1 ] روم است با شمس [ 2 ] تبريز قدس اللَّه اسرارهم ، و بار ديگر هم از دهلى قصد زيارت حرمين كرد و مكررا به اين سعادت عظمى رسيد ، و به بشارتها از جناب حضرت خاتم الرسل صلى اللَّه عليه و سلم اشارت يافته ، باز بدين حدود عود فرمود . وفات شيخ در سنهء اثنتين و ثلثين و تسعمائة ، كه عدد عبارت ( شيخ حاجى ) موافق آن است ، و مقبرهء ايشان در جوار مقبرهء شاه عبد اللَّه است ] [ 3 ] الخ . و سيد محمد بن سيد جلال ماه عالم ، كه معاصر شيخ عبد الحق دهلوى بوده ، در « تذكرة الابرار » گفته :

--> [ 1 ] هو البلخي القونوى صاحب « المثنوى » توفى سنة ( 672 ) ه . [ 2 ] الشمس التبريزى : محمد بن علي بن بن ملك داد التبريزى المتولد ( 582 ) و المتوفى بعد سنة ( 645 ) ه . [ 3 ] أخبار الاخيار : ص 206 .