السيد حامد النقوي
129
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مىكردند ، و از القاى زمام بسوى جهالت و عدم تفكر در وعيد براى جاهل سبب آيت ، باكى بر نمىداشتند ، واحدى اين كتاب را ، كه جامع اسباب است ، املا نموده تا كه انتها كنند بسوى آن طالبين اين شأن ، و متكلمين در نزول قرآن ، يعنى آن را ملاذ و ملجاى خود گردانند ، و روى اعتبار و اعتماد بر آن آرند ، پس بشناسند صدق را ، و مستغنى شوند از تمويه و كذب ، و جد كنند در تحفظ آن بعد سماع و طلب . پس ثابت شد كه روايت نزول آيهء : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ در واقعهء غدير كه واحدى نحرير در اين كتاب فقيد النظير ذكر كرده ، از آن جمله است كه آن اولاى آن امور است ، كه واجب است وقوف بر آن ، و اولاى آن اشياء است كه صرف كرده مىشود عنايت بسوى آن ، و مأخوذ است از بعض كسانى كه مشاهده كردهاند تنزيل را و واقف شدهاند بر اسباب ، و بحث كردهاند از علم آن و كوشش كردهاند در طلب آن ، و از وعيد شديد كه بسبب عثار در اين علم جليل المقدار وارد است بركنارند ، و مثل أبناى عصر واحدى نيستند ، كه معاذ اللَّه اختراع أسباب بىاصل ، و خلق أنواع افك و كذب و هزل مىنمودند ، و القاى زمام بسوى جهالت بلا تفكر در وعيد براى جاهل سبب آيت مىكردند . و نيز به حمد اللَّه ثابت شد كه روايت نزول آيهء كريمه در واقعهء غدير حسب افادهء واحدى عين حق و صدق ، و محض صواب و لائق اعتماد و اعتبار طالبين شأن نزول كتاب ، و مبائن تمويه و خطاء و كذب و افتراء ، و سزاوار جد در تحفظ آن بعد سماع و طلب است .