السيد حامد النقوي
46
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
( از اين حكايت ظاهر است كه هر گاه ابراهيم حربى حال ابتلاى تلميذ شابّ خود بعشق بعض صبيان شنيد ، استفسار كرد كه اين صبى معشوق مليح است يا قبيح ؟ و مردم از اين سئوال صريح الاختلال تعجب كردند ، و آن را منافي جلالت شأن و سموّ مكان آن عمدة الأعيان دانستند ، كه اين بيچارهها از ذكر اصل عشق ، در خدمت با جلالتش استحياء داشتند ، و ذكر آن را منافي ادب مىدانستند ، اين چه بلا زد كه حضرت او اصلا ذكر عشق بازى و سخن سازى را در اين باب انكار نمىكند ، بلكه طالب تفصيل و توضيح حال معشوق مليح الوصال مىباشد . و از فقرهء ( مثلك يسئل عن مثله ) ظاهر است كه حضار مجلس ابراهيم حربى سئوال او را از قبح و حسن معشوق قبيح دانستند ، و لكن حضرت او اصلا التفات به اين انكار و تعيير و تعريض و تحقير نفرموده ، بلا محابا قاعدهء كليه ارشاد كرد كه از آن استحسان عشق صور ملاح ظاهر است ، و مردم از بيان اين قاعده متعجب شدند ، و كيف لا كه عشق اما رد ملاحا كانوا او قباحا نهايت قبيح و شنيع و بغايت فضيح و فضيع است . و شيخ محمد حيات سندى [ 1 ] ، كه از اكابر علماى متبحرين ، و اجله محدثين مشهورين سنيه است ، در تقبيح و توهين عشق صور أمارد و نسوان ، رسالهاى نوشته ، و بعض كلمات او را ، مولوى صديق حسن معاصر ، بترجمهء شيخ محمد حيات ذكر كرده ، و در اينجا نقل تمام عبارت ترجمه شيخ مذكور از اين كتاب مناسب مىنمايد كه از آن ، جلالت شأن و علوّ منزلت او هم واضح خواهد شد .
--> [ 1 ] محمد حياة بن ابراهيم السندى الحنفي المحدث الفقيه الاصولى الصوفي ؟ ؟ ؟ ؟ المدينة المتوفى سنة 1163