السيد حامد النقوي

20

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

براى خدا از تعصب در گذشته ، انصاف فرمايند ، كه آيا مثالب متنازع فيه در حق شيخين رضي اللَّه عنهما ، كه آن را جناب مخاطب متواتر المعنى قرار داده‌اند ، زياده‌تر بر مجموعهء مثالبي كه سفهاى ناس ، و حمقاى حق ناشناس ، در حق انبياء كبار و ائمه اطهار به آن تفوه نموده‌اند ، و شريف مرتضى در « تنزيه الانبياء و الائمة » از علماى شيعه و صاحب « تحفه » در كتاب خود ، و ابن حزم در كتاب « التفصيل » و عامه مفسرين و شراح حديث و اكثر متكلمين در مؤلفات خود ، بدفع آن پرداخته‌اند هست يا نه انتهى . از ملاحظهء اين عبارت ظاهر است كه كسانى كه آن مثالب را ذكر كرده‌اند كه سيد مرتضى در « تنزيه الانبياء و الائمة » و صاحب « تحفه » در كتاب خود دفع آن نموده‌اند از سفهاى ناس ، و حمقاى ناحق شناسند ، و پر ظاهر است كه اين مثالب را كه جناب سيد مرتضى در مقام تنزيه جناب أمير المؤمنين عليه السّلام بدفع آن پرداخته ، و صاحب تحفه در آخر باب امامت ذكر كرده ، جاحظ ذكر كرده ، و از شيخ خود نظام بي نظام نقل نموده . پس بنص رشيد ثابت شد ، كه جاحظ از سفهاى ناس و حمقاى حق ناشناس است . و اعتذار به اينكه فاضل رشيد نمىدانست كه جاحظ اين مثالب را ذكر كرده پس به اين سبب اطالهء لسان در حق ذاكرين آن نموده ، ضحكه بيش نيست ، زيرا كه از كلام رشيد سفه و حمق و ناحق‌شناسي ذاكر مطاعن « كان من كان » ظاهر است ، اطلاع و عدم اطلاع رشيد را در اين باب دخلي نيست . و حيرت مرا بسوى خود مىكشد ، كه فاضل رشيد تا كجا زحمت حمايت جاحظ جاحد خواهد كشيد كه اكابر ائمه سنيه و افاخم محققين شان ، علاوه