السيد حامد النقوي
64
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
جنابش ، در علوم ادبيه ، از نهايت ظهور و اشتهار ، كالشمس في رابعة النهار است ، نسبت عجز از فهم شعرى از اشعار عربية بآنجناب نمودن ، ضحكه ثكلان ، و لعبهء صبيان است ، و مثل آنست كه كسى بگويد كه سيبويه خبرى از نحو نداشت ، و اصمعى را در لغت منزلتى نبود ، مگر نشنيدى كه ابو العلاء معرى ، كه علو مرتبت او در علوم عربيه دريافتى ، و شنيدى كه در علم ادب كتابى تصنيف كرده ، كه زياده از يكصد جلد است و قاضى ابو الطيب طبرى نظير او را در جميع مردم عزيز دانسته ، و او را سابق الفضل و مكمل گفته ، و ارشاد كرده كه قلب او كتب جميع علوم است و خاطر او در حدت نار مشعل است ، و متساوى است براى او سر معانى و جهر آن ، و معضل معانى ظاهر است نزد او و مفصل است . ابو العلاء معرى سيد مرتضى و سيد رضى را بجلالت ستوده است و نيز از ارشاد او ظاهر است كه ابو العلاء نظم در باسراع و تعجيل نموده و بلندى مرتبه اين در بمثابه ايست كه كواكب هم پست تر است از آن ، الى غير ذلك مما سمعت ، رضيين كريمين را ، بمالكى سرح القريض وصف نموده ، جلالت شأن و تقدم و تبريز ايشان در فن شعر ظاهر ساخته و قصيدهء بديعيه خود را ، كه ابن خلكان نهايت مدح آن نموده ، و صفدى هم بعض اشعار آن را بكمال مرتبه استحسان كرده ، كمترين بهاره از روى حسن ، كه اهداء كرده شود ، بسوى احسن روضه مونفه كه با وصف حسن اورعى نكرده شود وانموده . و نيز مدح اين هر دو جناب را سبب تشرف خود دانسته . و نيز از مدح او با ملاحظه عبارت شرح ظاهر است : كه اين هر دو جناب در رفعت مكان ، و شهرت فضائل ، مثل دو كوكبند كه مخفى نمىشود ضوء آن ، بلكه آن هر دو روشنند ، در ظلمت ليل و بياض صبح و مرتقى نمىشود