السيد حامد النقوي

132

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و نواصب ، موجب افتخار و استكبار ايشان نگردد . امّا فائده ثالثه پس مخدوش است به آنكه اهل حق بنهايت اهتمام و مبالغت ثابت مىسازند كه بر بسيارى از فرق شيعه ، كه منكر امامت بعض ائمه اطهار عليهم السلام‌اند ، راه عفو و شفاعت حضرت پيغمبر خدا و آل نجبا عليه و عليهم آلاف التحية و الثنا مسدود است ، پس باستفادهء اين معنى از عبارت « مجالس » چه جاى استبشار و افتخار است ، بلكه اين معنى خود دافع شبهه و مزيل اعتراض است ، كه از مجرّد نسبت تشيّع به كسى توهم ثبوت نجات براى او ، تو هم دور از كار و قابل تماشاى اولى الابصار است . پس منصور مغرور كه كافر مدحور است ، اصلا نزد صاحب « مجالس » شرفى و جلالتى ندارد ، بلكه حسب افادهء جناب او هالك و خاسر و غير ناجى است ، پس تمسّك بذكر او در اين كتاب غفلت يا تغافل صريح است . اما آنچه گفته : ( و اگر چه لطائف اين عبارت بسيار است ) الخ پس قبل از اين هم تصريح فرموده‌اند به آنكه ، اين عبارت مشتمل بر فوائد بسيار است ، و باز به غير فاصله معتدّ بها ، بتكرار بىلطف ارشاد مىسازند كه لطائف اين عبارت بسيار است ، و با اين همه ارعاد و ابراق اكتفا بر فوائد ثلاثه تبركا باعداد الثلثة المنيفة فرموده‌اند ، و از حريم تثليث پا بربع تربيع هم نگذاشته ، و عذر روم اختصار ، با وصف انهماك در مطالب دور از كار ، از عجائب روزگار است . امّا تشبّث بعبارت صاحب « مجالس » كه در ترجمهء هارون فرموده ، پس آن هم بعدم تأمل و تدبّر مقرون ، زيرا كه در اين عبارت تصريح