السيد حامد النقوي

122

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و بكنه ولاى ادعائى اين بزرگان بايد رسيد ، و چون اين باب پس طويل الذيل است ، و صاحب « تحفه » قدرى از آن در كتاب خود بيان نموده لهذا در اين مقام بر ذكر پنج وجه از آن بطريق نموده اكتفا مىرود [ 1 ] . و بعد بيان سه وجه ركيك گفته : خلفاى عباسيه قولا و فعلا اظهار تشيع ميكردند چهارم آنكه قاتلين ائمه اطهار و اولاد ابرارشان بقبيح ترين انحاء قتل نزد بعض كبراى اماميه در زمرهء رفيعهء شيعه داخلند ، چنان كه قاضى نور اللَّه شوشترى در « مجالس المؤمنين » در مجلس هشتم كه معنونست به آنكه مجلس هشتم در ذكر ملوك نامدار و سلاطين كامكار از فرقهء ناجيه اولو البصائر و الابصار ، در ترجمهء منصور دوانقى فرموده : چون در اوائل خلافت او علويه با او در مقام خلاف بودند ، و شيعه را از متابعت او منع كرده ، مىگفتند كه خلافت حق آل على است ، ابو جعفر مضطر گرديده تدبير حال خود در آن ديد كه با اهل سنت و جماعت موافقت نمايد ، و بامداد ايشان هجوم علويه را از خود دفع نمايد ، لاجرم در يكى از مجالس از روى خشم قسم ياد كرده گفت : و اللَّه لارغمن انفى و انوفهم و ارفع عليهم بنى تيم و عدى ، يعنى بينى خود و بينى علويه را بر خاك خواهيم ماليد ، و على رغم ايشان بنى تيم و بنى عدى را ، كه عبارت از ابو بكر و عمر باشد ، بر حضرت امير المؤمنين عليه السلام تقديم خواهم نمود ، و اظهار مذهب اهل سنت و جماعت خواهم كرد ، پس بمقتضاى قسم خود عمل نموده در خطبه ذكر خلفاى ثلاثه را بر ذكر حضرت امير المؤمنين عليه السلام تقديم نموده ، و دشمنى آل على عليه السلام را آشكار كرد ، و بسيار كس از سادات و علويان را بكشت ، و در ديوار جامع منصور كه در بغداد است

--> [ 1 ] ايضاح لطافة المقال ص 164 .