السيد حامد النقوي
119
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ [ 1 ] سوم آنكه از قول او : « در غالب اوقات اظهار عقائد اهل سنت و جماعت نمودهاند الخ » ظاهر است ، كه بنى العباس در غالب اوقات ، اظهار عقائد اهل سنت و جماعت ، بغرض باطل حفظ ملك عقيم ، و ابداء موافقت مبطلين ، و مدغلين و مفسدين ، و معاندين دين ، بحب دنياى لئيم سقيم مىنمودند ، و ناهيك به ضلالا و شنارا ، و بوارا و خسارا . چهارم آنكه از قول او : « و بعضى از ايشان الخ » واضح است ، كه بعضى از بنى عباس مرتكب حبس و قتل بعض ائمه طاهرين ، و ذريت حضرت سيد المرسلين صلى اللَّه عليه و آله اجمعين گرديدند ، و باقصى حد افحش انواع كفر و خسران ، و غايت عدوان و طغيان رسيدند ، پس ثابت شد كه صاحب « مجالس » بكمال وضوح و اجهار ، و بنهايت استبداد و اصرار ، كمال شقاوت و ضلالت ، و غايت كفر و خسارت اينها ثابت مىكند . پنجم آنكه از قول او : « و ابتداى اين اظهار الخ » كفر و عداوت و خسران منصور مغرور ، و ضلال و شنآن و كثرت غدر آن مدحور ، در كمال وضوح و ظهور است . و نيز در « مجالس المؤمنين » بعد عبارت سابقه مسطور است : و در تاريخ يافعى مسطور است كه سبب انتقال خلافت ببنى العباس آن بود ، كه بسيارى از شيعه معتقد امامت محمد بن حنفيه بودند ، بعد از برادر او امام حسين عليه السلام ، و چون محمد وفات يافت ، شيعه او اعتقاد امامت پسرش ابو هاشم داشتند ، و او عظيم القدر بود ، و شيعه او را تابع بودند ، و چون ابو هاشم را در شام وفات نزديك رسيد ، و عقب نداشت ، وصيت
--> [ 1 ] النور 40